:: لِوموت ::

فَردا که نَیامَده‌سْت بابا، وِجداناً فَریاد مَکُنْ! خُب؟
بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مصدق» ثبت شده است

ایران چیست؟

پنجشنبه ۲۰ دی ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۱ ب.ظ

می‌خواهی مملکتمان را در چند کلمه برایت جمع‌بندی کنم و بروی راضی باشی؟ 

خب پس خوب گوش کن، حتی اگر ذره ای فوتبالی نیستی!

ایران آن روزها جزو کشورهای متوسط رو به خوب با امکانات مناسب بود. تیم‌ملی فوتبالش با هزار فلاکت و استرس مقابل تیم ملی بحرین با یک ضربه‌ی سر، به جام جهانی آلمان ۲۰۰۶ صعود می‌کند. طلایی‌ترین نسل تیم‌ملی با بازیکنان شاخصی چون علی دایی، مهدی مهدوی‌کیا، علی کریمی، جواد نکونام، فریدون زندی، آندرانیک تیموریان و وحید هاشمیان به آلمان می‌روند. خدای من! نتایج، بیش از آنچه انتظار میرفت ضعیف بود. باخت به مکزیک و پرتغال و مساوی مقابل آنگولا. نتایجی فاجعه‌بار که علل مختلفی داشت که مهم‌ترینش دو باند موجود بین بازیکنان بود که سردسته‌ی یکی از آن‌ها علی دایی بود و دیگری علی کریمی. سرمربی تیم ملی، برانکو ایوانکوویچ کروات که پروفسورش می خواندند زیر سایه‌ی این دو باند بود.  این نتایج آنقدر ضعیف بود که پس از بازی‌ها، سرمربی کروات حتی به ایران بازنگشت و مستقیما از آلمان به کرواسی رفت. ما شاهد مصاحبه‌ی علی کریمی هستیم که پس از آن بازی درباره‌ی سرمربی تیم‌ملی جملاتی با این مضمون به زبان آورد:« این آقا اگه راست میگه چرا برنگشت ایران و از آلمان فرار کرد کرواسی؟»

مدتی بعد، آنگاه که مربی‌های عقب‌افتاده‌ی ایرانی تیم‌ملی را به خاک و خون کشیدند، مربی دیگری به ایران می‌آید. او سابقا کمک فرگوسن در منچستر، مربی رئال کهکشانی و سرمربی پرتغال و افریقای جنوبی بود. چه شانسی، کارلوس کی‌روش! حالا ایران دیگر کشور متوسط رو به خوب ۲۰۰۶ نیست و زیر بار سنگین‌ترین تحریم‌هاست و از لحاظ اقتصادی و سیاسی از داخل و خارج در تنگنا قرار دارد. اوست که آهسته با کم‌ترین امکانات، تیم ملی را جمع می‌کند. به گونه‌ای که به جام‌جهانی آفریقای جنوبی صعود می‌کنیم و آرژانتین فینالیست را زمین‌گیر می‌کنیم. چهار سال بعد به سادگی و با اطمینانی بی سابقه در فوتبال ملی، بدون آن‌همه بازیکن شناخته شده، به جام‌جهانی روسیه می‌رویم و در گروه مرگ می‌درخشیم. ما قدرتی هستیم که برای اولین بار تمام دنیا به فوتبالمان احترام می‌گذارند و ژاپنی‌ها، کره‌ای‌ها، عربستانی‌ها و استرالیایی‌ها زیر سایه‌ی ما قرار می‌گیرند.

حالا وضعیت سرمربی ۲۰۰۶ را با سرمربی ۲۰۱۸ مقایسه می‌کنیم. برانکو(پروفسور!)- همان مربی فراری- بر سر عده‌ای، به علت قهرمانی در لیگ فوق حرفه ای ایران، حلوا حلوا می‌شود و هم اویی که فراری‌اش خواند(اسطوره‌ای در دوران بی معنایی اسطوره، علی کریمی) حامی درجه یکش می‌شود و کی روش(موزامبیکی!) به شدت مورد هجوم همان اسطوره و عده‌ی کثیر دیگر قرار می‌گیرد. جمله‌ی مضحکی که بسیار تکرار می‌شود این است:« بعد جام ملت‌ها لطفا برو آقای کی‌روش!» از قضا نویسنده هم بر همین عقیده‌ است؛ اما، نه به آن دلیلی که آن جمله گفته می‌شود. به این دلیل که علی‌رغم بزرگی نام ایران، مردم غرق در اوهامش، اندازه‌ی این نام نیستند و اینجا جای کی‌روش نیست.

اصلا نمی‌خواهم تحلیلش کنم. همه چیز چون روز روشن است. فقط فکر می‌کنم حالا متوجه چرایی از بین رفتن امیرکبیر، مصدق، فاطمی و بازرگان شده باشی.

واقعیت شیرین این است که سردمداران نیستند که ما را به خاک سیاه می‌نشانند.  ما هستیم که سرنوشتمان را رقم می‌زنیم. لیاقت ما همین است که امروز هستیم، نه بیشتر و نه کمتر.

  • #اینتِرنال‌آدِر

بخش سوم حیات طیبه

پنجشنبه ۱۲ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۶ ب.ظ

 
مرحوم دکتر ابراهیم یزدی و شهید دکتر چمران

[سیاست دکتر یزدی]

هویت سیاسی دکتر یزدی بر پایه‌های دو هویت پیش‌گفته، یعنی ملی و دینی، شکل گرفته است. چون این دو پایه به طور اصولی و اعتقادی بنا شده است و اصول همیشه در سنن الهی و نظام هستی ثابت و تغییرناپذیرند و آیه‌ای را که در صدر کلام آوردم (یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ... [خدا کسانى را که ایمان آورده‏‌اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏‌گرداند...] سوره‌ی ابراهیم آیه‌ی بیست‌وهفت)، متضمن همین معناست. ابراهیم هم تا پایان عمر، بر این سه هویت استوار باقی ماند و برای حفظ آن‌ها نهایت جهد خود را به کار برد و بر این سه قول ثبات یافت. وقتی انسانی توانست حیات ملی، دینی و سیاسی خود را این چنین بسازد، سازه‌ای قابل اعتماد و اتکا و مورد اطمینان می‌شود و این همان است که خدای تعالی از سه رکن اساسی ایمان، از انسان می‌طلبد؛ ایمان به خدا، ایمان به آخرت و عمل صالح.

(دکتر علی اصغر غروی، ماهنامه ایران فردا، شماره‌ی چهل‌ودو، مهرماه نودو‌هفت)

  • #اینتِرنال‌آدِر

امروز و کودتا

چهارشنبه ۴ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۹ ق.ظ

دیروز انتظار داشتم از رئیس‌جمهور ایران که همچون دکتر مصدق در سازمان ملل عمل کند؛ اما، بعد به این اندیشیدم که نزدیک‌ترین یاران مصدق با او چه کردند؟ اصلا چه انتظاری ست که من از روحانی اصول‌گرا یا اعتدال‌گرا دارم؟ آدم به چه خزعبلاتی که فکر نمی‌کند.

باری باید به تاریخ بازگشت. من فرزند اصفهان، اولین پایتخت مدرن و آخرین پایتخت قدرتمند ایران زمین، در دل آثار تاریخی پرورش یافتم. با تاریخ بزرگ شدم و چه عاشقانگی ها که با این دلبر نکرده‌ام. 

این روزها نا امیدی موج میزند، اینطور نیست؟

«آقا همه دزدن، همه بردن. جلوی امریکا نمیشه وایساد. مردم لِه شدن. ما له شدیم. همه له شدن.»

تو را به گوشه‌ای از تاریخ این سرزمین میبرم که وضعیتی همچون امروز داشت و سرانجامی اسفناک. پس از ملی شدن صنعت نفت و شیلات توسط مصدق و یارانش و بعد از اینکه مصدق خواستار سلطنت و نه حکومتِ دیکتاتور پهلوی شد(طبق قانون مشروطه) و سپس خواست که ارتش و مجلس را از چنگ اعلی حضرت همایونی(!) خارج کند تا اندکی به دموکراسی و آزادی نزدیک شویم، اقلیت قدرتمند حکومتی او را تحت فشارهای بی امان گذاشتند و انگلیس که ابرقدرت اول آن روزها بود، ایران را به شدیدترین نحو ممکن تحریم کرد.

پس از آن تحریم‌ها، شاخص‌های اقتصادی افت کرد. وضعیتی مشابه وضعیت امروز پیش آمد. کاشانی، به هر دلیلی دست از حمایت مصدق برداشت. مردمی که برای کاشانی می آمدند که هیچ، آنهایی که مصدقی بودند چه شدند؟ کودتا یک شبه و یک روزه رخ نداد. همه مطلع بودند. دکتر حسین فاطمی در روزنامه‌اش، از پنج روز قبل، روزشمار کودتا گذاشته بود و هشدار میداد. حتی خود مصدق هم باور نداشت که کودتایی علیه او شکل بگیرد و مردم آنطور تنهایش بگذارند. وضعیت اقتصادی آن‌روز پیشرفت‌های مدنی و گرفته شدن قدرت از دست اقلیت حاکم و سپردن آن به دست مردم را از چشم دور میداشت(همچون امروز که کمتر کسی میداند حداقل پس از انتخابات نودوشش در زمینه‌های متعددی پیشرفت‌های بزرگ مدنی داشته‌ایم  مثل اعدام‌ها، دانشجوهای ستاره‌دار و ورود اقلیت مذهبی به شورای شهر). مردم که هیچ، نزدیک‌ترین یاران دکتر مصدق هم عقب کشیدند. کودتا اتفاق افتاد و سلطه‌ی دیکتاتوری پهلوی دو چندان شد و محمدرضای جوان علاوه بر اینکه حکومتش جان تازه گرفت، اعتماد به نفس دوچندان هم پیدا کرد و تا دم مرگ حکومت کرد. ناامیدی مردم از مصدق، چه آنهایی که به واسطه‌ی کاشانی آمدند و چه ملیون، وانگهی برخی اشتباهات مصدق در سیاست‌هایش، همه چیز را به هم ریخت و پیروزی این ملت را تا بهمن پنجاه‌وهفت به تعویق انداخت

و اما سرنوشت انگلیس چه شد؟ انگلیس با آن فرمان سلطه‌طلبی و دخالت‌هایش، به سرعت از ابر قدرت اول بودنش سقوط کرد و امریکا که به تازگی از جنگ جهانی دوم، با پیروزی خارج شده بود جایش را گرفت. امریکا هم اگر به همین شکل پیش برود، به زودی  ابرقدرت اول بودنش را از دست خواهد داد و بعد سقوط خواهد کرد.

شرایط اقتصادی امروز ایران بحرانی ست؛ اما، ترسناک نیست و قبلا مشابهش را داشته‌ایم. آن دفعه سرافکنده شدیم مقابل میهنمان، این بار چه خواهیم کرد؟ آیا قرار است باز بترسیم و پا پس بکشیم یا نه عبرت گرفته‌ایم و خواهیم ایستاد؟

  • #اینتِرنال‌آدِر

هیچگاه و هرگز

جمعه ۱۶ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۶ ق.ظ

شب تا صبح بارها از پنجره‌ی اتاقک به شعله‌ی آتش نگاه کرد تا مبادا خاموش شود. انگلیس‌ها ایران را ترک کرده بودند و در دیار خودشان از این میگفتند که ایرانی‌ها علم و توانش را ندارند. او میخواست ثابت کند که ایرانی‌ها هم علمش را، هم توانش را و هم چیزی بیشتر از این ها، یعنی خدا و ملتشان را دارند.

از مهندس مهدی بازرگان نوشتم. تاریخ به خوبی امروز میتواند درباره‌ی او قضاوت کند. درباره‌ی حرف‌هایی که میزد و کسی گوشش بدهکار نبود. درباره‌ی ظلم‌هایی که دید. در مورد آدم‌هایی که روزی درود بر مصدق را مرگ بر مصدق کردند و روزی درود بر بازرگان را مرگ بر بازرگان. خواهند گفت که ایرانیان پس از انقلابشان هم، هرگز نیندیشیدند.

  • #اینتِرنال‌آدِر

ملی مذهبی بودن (سه)

سه شنبه ۲۳ مرداد ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۱ ق.ظ

ویژگی سوم ملی بودن، توجه به منافع ملی ست. مهندس بازرگان در این زمینه میگفتند: «ما بر این عقیده نیستیم که هنر نزد ایرانیان است و بس، منتها منافع ملی را بر منافع شخصی ترجیح میدهیم.» همین جا پس راه ملی گرایی در مرام ما، از شوونیسم و نژاد پرستی جدا میشود. ما معتقدیم که در این دوران جهانی شدن، نباید خودمان را بدون چون و چرا در سیاست جهانی ادغام کنیم که این برابر با از دست رفتن حیثیت ملی ست و منافع سیاسی و اقتصادیمان را به خطر می‌اندازد. مصدق میگفت که ملی بودن به این معنا نیست که ما در مقابل تجاوز همسایه هایمان مثل ترک ها و عرب ها و پاکستانی ها  بایستیم و از منافع ملی خود دفاع کنیم؛ اما، اگر ابر قدرتی به کشورهای همسایه مان قصد تجاوز داشت به علت مخالف بودن با سیاست های آن کشورها، خودمان را کنار بکشیم و بی توجه باشیم. پس براساس اعتقاد مصدق و ملی های بعد از او ما بر اصل جهان میهنی هم تکیه داریم و آن را هم در نظر میگیریم.

  • #اینتِرنال‌آدِر

ملی مذهبی بودن (دو)

دوشنبه ۲۲ مرداد ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۱ ق.ظ


(تمبر منتشر شده توسط دولت بازرگان)

ویژگی دوم ملّی بودن، مصدقی بودن است. مراد از مصدقی بودن هم دقیقا تامل روی اندیشه‌های دکتر مصدق است نه تراشیدن بت از او. به همین جهت رجوع میکنیم به دو اصلی که دکتر مصدق در نطق دوره ی ششم مجلس شورای ملی در مخالفت با وزارت وثوق‌الدوله، بر آن ها تاکید صریح دارد:
یک. دموکراسی باید طبق شرایط جامعه اجرا شود، یعنی دموکراسی وارداتی مورد قبول نیست.
دو. جامعه ی ما باید روی دو اصل استوار باشد، یکی اصل اسلامی بودن و دیگری اصل ایرانی بودن (اسلامیت و ایرانیت).

تفکر مصدق بر این دو اصل استوار بود و بر اجرایشان اصرار ورزید و همچنین در دوره‌ی چهاردهم مجلس هم باز مطرحشان کرد.

  • #اینتِرنال‌آدِر

ملی مذهبی بودن (یک)

يكشنبه ۲۱ مرداد ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۰ ق.ظ

از ویژگی‌های فکریِ ملی بودن شروع میکنیم.

نخست، ما معتقدیم که مبارزات مردمی دارای سابقه‌ای‌ تاریخی ست(برخلاف دیگران که شروعش را از پانزده خرداد میدانند)، که حداقل از جنبش تنباکو شروع شده، به مشروطه رسیده، در کنارش جنبش شیخ محمد خیابانی و میرزا کوچک جنگلی و محمدتقی خان پسیان را داشته، بعد از آن مبارزات مصدق و مدرس در زمان رضا پهلوی را به دنبال داشته، با ملی شدن صنعت نفت ادامه می یابد(شهریور 20). بعد از کودتای 28 مرداد نهضت مقاومت ملی ایران و جبهه ملی دوم در سال 39 و نهضت آزادی ایران در سال 40 راه را ادامه میدهند تا به سرکوب قیام مردم در سال 42 میرسد. آنگاه بُعد سیاسی و نظامی اش توسط مجاهدین و چریک‌های فدایی و بُعد فکری در حسینیه ارشاد و سخنرانی‌های دکتر شریعتی متجلی می شود و در همین حین دیگر گروه‌های سیاسی مجال فعالیت پیدا میکنند. مجموعه‌ی این عوامل به همراه رهبری آیت‌الله خمینی در سال‌های منجر به انقلاب، باعث سرنگونی نظام سلطنت شده و انقلاب رخ میدهد. 

  • #اینتِرنال‌آدِر