:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فلسفه» ثبت شده است

فایت بین علم و خدا (!)

يكشنبه ۱۱ آذر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۴ ب.ظ

گاهی در بعضی از سایت‌ها، کانال‌های تلگرامی، صفحه‌های اینستاگرامی، دانشگاه‌های عقب‌افتاده‌ی ایرانی، خوابگاه‌های ناهنجار دانشگاهی، گله‌های(همان اکیپ!) دوستانه، محل کار و حتی در خانه‌ی خودتان یا فک‌وفامیل (از زبان علمای موجود در خانواده) یا در کف خیابان‌های شهر و در صف یک نانوایی یا آش فروشی، میشنوید که اینطور میگویند:« بابا دانشمندا هیچکدوم دین ندارن. نودوهشت درصد بی دین شدن. اون دو درصدم التزام دارن وگرنه اعتقاد کجا بود؟ دنیا، دنیای علمه. علم خدا رو قبول نداره. علم وجود خدا رو رد میکنه. این دانشمنده کی بود؟ مینشست رو ویلچر. اینم میگن بی‌دین بوده. اینا سر ما رو با دین گرم کردن و اونا دارن کیف دنیا رو میکنن.» 

شنیده‌اید دیگر؟ زیاد هم شنیده‌اید. خب؟ موضعتان بدون در نظر گرفتن اعتقادات دینی چیست؟ منظورم این است که فرض بفرمایید اصولا شما دانای کلی هستید که قرار است انسان‌ها را از بالا نگاه کند و ببیند این‌ موجودات چه میکنند. علم خدا را چطور میتواند رد کند؟ آیا در آینده از پس این امر برخواهد آمد؟

مفصلا توضیح بدهید لطفا!
هرچه در چنته دارید و به ذهنتان میرسد بریزید اینجا خواهشا!
همینطور بیخیال رد نشوید وجدانا!

  • #اینتِرنال‌آدِر

زنان در کلام فلاسفه

دوشنبه ۵ آذر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۲ ب.ظ

مشهود است که این روزها در جمع فلسفه دوستان ایرانی، آرتور شوپنهاور نقش یک سلبریتی را پیدا کرده. او رفیق دوران نوجوانی من بوده و هنوز هم یکی از بهترین دوستانم است. این فیلسوف نابغه مقاله‌ای دارد در باب زنان (On women) که فلسفی نیست؛ اما، به فلسفه‌اش نزدیک است. فقط در قسمت کوچکی از آن مقاله این‌چنین می‌نویسد:« در غرب، زن مقامی بس نادرست یافته است؛ زیرا زنی که باستانیان به حق «جنس دومش» می‌نامیدند، به هیچ رو نه شایسته‌ی عزت و احترام و ستایش ما است و نه لایق سروری بر مرد و داشتن حقوق مساوی با وی. ثمرات این وضع نادرست به قدر کفایت روشن هست. بنابراین بسیار پسندیده بود اگر در اروپا نیز این نوع درجه دوم بشر در جایگاه طبیعی خود قرار می‌گرفت و نقطه‌ی پایانی بر این بانوسالاری می‌گذاشت که نه تنها سراسر ممالک آسیایی را به قهقهه می‌اندازد، بلکه تمسخر یونان و رم را هم از اعماق تاریخ دربردارد.»

فکر نمی‌کنم لازم باشد بگویم که ما با تمام پیشرفت‌هایمان هنوز هم به یونان و رم باستان غبطه می‌خوریم.

و اما نیچه، شاگرد شوپنهاور(همانطور که خودش در کتاب «شوپنهاور به مثابه‌ی آموزگار» به آن اشاره می‌کند) و رفیق جوانی‌هایم، در کتاب «فراسوی نیک و بد» این چنین می‌نویسد:« به خطا رفتن در باب مسئله‌ی اساسی مرد و زن و انکار ژرف‌ترین ستیزه و ضرورت کشاکشی جاودانه دشمنانه میان آن دو، و چه بسا خیال حقوق یکسان، خواسته ها و وظایف یکسان برای آن دو در سر پروراندن؛ این ها همه نشانه‌ی نوعی سبک مغزی ست و متفکری که در چنین مکان خطرناکی سبکی خود(سبکی غرایز خود) را ثابت کرده باشد می‌توان بر روی هم با بد گمانی بدو نگریست و بالاتر از آن، او را رسوا و بر ملا شده شمرد. دست چنین کسی چه بسا کوتاه‌تر از آن است که به هیچ مسئله‌ی اساسی زندگی آینده و به هیچ ژرفنائی برسد. از سوی دیگر، مردی که جان و خواهش‌هایش ژرفائی دارد و همچنین از آن نیک‌خواهی ژرف بهره‌مند است که از خود سخت‌گیری و جدیت نشان تواند داد، چنین مردی به زنان جز به شیوه‌ی شرقی نمی‌اندیشد. او می‌باید زن را ملک خویش بداند، همچون مالی که در صندوق باید گذاشت و قفل کرد، همچون چیزی که سرنوشتش خدمت‌گزاری است و در این کار می‌باید به کمال رسد. در این باب می باید به خِردِ عظیمِ آسیا تکیه کرد، به برتری غرایز آسیا، چنان که یونانیان، این بهین وارثان و شاگردان آسیا، پیش از این می‌کردند. همانانی که هرچه کار فرهنگشان بالاتر می‌گرفت و قدرتشان افزون می‌شد، گام به گام در برابر زنان سخت‌گیرتر می‌شدند، خلاصه، شرقی‌تر.»

فلاسفه این چنین گفته‌اند. اینطور که هایدگر هم چنین دیدگاهی دارد و حتی سقراط حکیم هم همینطور. کانت هم زنان را به صورت سربسته، موجوداتی نفهم میداند.

شاید خیلی از دیدگاه‌هایشان در طول زمان دست‌خوش تغییر شده باشد؛ اما، در مورد زنان ثابت قدم بوده‌اند. شخصا فکر می‌کنم فلاسفه یا حتی کسانی که فلسفه را می‌خوانند(نه در دانشگاه) از آن جهت که شبیه دیگر مردان جامعه‌شان نیستند و کارهایی که آن‌ها برای جذاب بودن(!) می‌کنند را دون شان و منزلت خویش می‌دانند، از طرف زنان با بی‌مهری و ستم روبه‌رو می‌شدند(مثل تحقیر و تمسخر و یا ترک شدن و خیانت دیدن) و هرچه جلوتر میرفته، جنس دوم را سیاه‌تر، نفهم‌تر و شرتر از قبل می‌دیدند و نظرات بعضا عجیبشان در مورد زنان قوت بیشتری میافت. حداقل این در مورد شوپنهاور می‌تواند تاحدی درست باشد. باید تاکید کنم این جز نظر شخصی نگارنده ارزش دیگری ندارد و یقینا یک فیلسوف، یک متفکر واقعی که به معنای واقعی کلمه می‌اندیشد و نظام فکری مستقل و بدیعی را به نمایش گذاشته، از من که هنوز مقدمات فکر کردن را هم نمی‌دانم، بیشتر می‌فهمیده و می‌فهمد.

  • #اینتِرنال‌آدِر