:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب» ثبت شده است

چهاردهم آبان ماه

دوشنبه ۱۴ آبان ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۱ ب.ظ

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

حضور محترم حضرت آیت‌الله‌العظمی امام روح‌الله الموسوی الخمینی دامة برکاته

با کمال احترام معروض می‌دارد پیرو توضیحات مکرر و نظر به اینکه دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، مخالفت‌ها و اختلاف نظر‌ها، انجام وظایف محوله و ادامه مسئولیت را برای همکاران و اینجانب مدتی است غیرممکن ساخته و در شرایط تاریخی حساس حاضر نجات مملکت و به ثمر رساندن انقلاب بدون وحدت کلمه و وحدت مدیریت میسر نمی‌باشد، بدین وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارد تا به نحوی که مقتضی می‌دانند کلیه امور را در فرمان رهبری بگیرند یا داوطلبانی را که با آن‌ها هماهنگی وجود داشته باشد مامور تشکیل دولت فرمایند.

با عرض سلام و دعای توفیق. مهدی بازرگان،۵۸/۸/۱۴

[آبان از اولم ماه مزخرفی بوده.]

  • #اینتِرنال‌آدِر

بخش سوم حیات طیبه

پنجشنبه ۱۲ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۶ ب.ظ

 
مرحوم دکتر ابراهیم یزدی و شهید دکتر چمران

[سیاست دکتر یزدی]

هویت سیاسی دکتر یزدی بر پایه‌های دو هویت پیش‌گفته، یعنی ملی و دینی، شکل گرفته است. چون این دو پایه به طور اصولی و اعتقادی بنا شده است و اصول همیشه در سنن الهی و نظام هستی ثابت و تغییرناپذیرند و آیه‌ای را که در صدر کلام آوردم (یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ... [خدا کسانى را که ایمان آورده‏‌اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏‌گرداند...] سوره‌ی ابراهیم آیه‌ی بیست‌وهفت)، متضمن همین معناست. ابراهیم هم تا پایان عمر، بر این سه هویت استوار باقی ماند و برای حفظ آن‌ها نهایت جهد خود را به کار برد و بر این سه قول ثبات یافت. وقتی انسانی توانست حیات ملی، دینی و سیاسی خود را این چنین بسازد، سازه‌ای قابل اعتماد و اتکا و مورد اطمینان می‌شود و این همان است که خدای تعالی از سه رکن اساسی ایمان، از انسان می‌طلبد؛ ایمان به خدا، ایمان به آخرت و عمل صالح.

(دکتر علی اصغر غروی، ماهنامه ایران فردا، شماره‌ی چهل‌ودو، مهرماه نودو‌هفت)

  • #اینتِرنال‌آدِر

بخش دوم حیات طیبه

سه شنبه ۱۰ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۹ ق.ظ

[اسلامیت دکتر یزدی]

خود را مسلمان میدانست، یعنی پای‌بند به تمامی اصول و مبانی از ارکان و احکام، اما در چارچوب قرآن. به همین جهت بخشی از وقت خود را  صرف مطالعه و ارتباطات اسلامی کرده، بر پیکره‌ی دانش دینی آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر شریعتی و بخش‌هایی نیز آیت‌الله مطهری، کوشش‌های موسعی را در راستای تقریب مذاهب اسلامی به بار نشانید و دوستان بسیاری را از اهل سنت پیرامون این تفکر، یعنی ضرورت همگرایی مسلمان‌ها و کاهش اختلافات فرقه‌یی و اتحاد در ابعاد جهانی، گردآورد. این گونه اقدامات، هرچند در زمان خود مفید و موثر بود، اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و اعمال سیاست‌های نادرست، می‌توان گفت که نه تنها با شکست مواجه شد، بلکه آثار پیشینی آن  هم ضایع گشت. اما دکتر ابراهیم دست از این عقیده برنداشت و همواره بر ضرورت تحکیم روابط بین کشورهای اسلامی، در دو بعد دینی و سیاسی تاکید می‌نمود، و شدیدا با عمده کردن اختلافات شیعه و سنی مخالفت جدی داشت و جهان اسلام را به عنوان یک پیکر تلقی میکرد.

(دکتر علی اصغر غروی، ماهنامه ایران فردا، شماره‌ی چهل‌ودو، مهرماه نودوهفت)

  • #اینتِرنال‌آدِر

بخش اول حیات طیبه

يكشنبه ۸ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۹ ق.ظ

[ایرانیت دکتر یزدی]

نقطه‌ی آغازین حرکت ابراهیم یزدی را جهت اتخاذ طریق به سوی حیات طیبه، در این نکته می توان یافت که: هویت ملی خود را انتخاب کرده بود، البته با آگاهی تمام؛ به این معنا که من در ایران متولد شده ام، ایرانی هستم و باید دَین خود را نسبت به میهنم ادا کنم. موانع پیشرفت آن را به درستی بشناسم و در رفع آن‌ها نهایت توان خود را به کار گیرم. در هرجایی از دنیا که بتوان این هدف را بهتر به نقطه‌ی مطلوب رسانید، باید به همان جا رفت و حرکت معکوس را پی گرفت! بر همین اساس دکتر یزدی هرگز ایران و هویت ملی خود را به دست فراموشی نسپرد و همه‌ی امکانات آسایش و رفاه خود را در آمریکا فرو نهاد، حتی فرزندان خود را، و حیات پر نَشاط خود را وقف هویت ملی خود کرد.

(دکتر علی اصغر غروی، ماهنامه ایران فردا شماره‌ی چهل‌ودو مهرماه نودوهفت)

  • #اینتِرنال‌آدِر

اجبار در کار نیست

شنبه ۷ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۳ ب.ظ

آیت‌الله طالقانی اولین امام جمعه‌ی تهران:

حتی برای زن‌های مسلمان هم در حجاب، اجباری نیست چه برسد به اقلیت‌های مذهبی. اسلام و قرآن و مراجع دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود، هیچ اجباری هم[برای حجاب] در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان چگونه زندگی میکردند؟ مگر چادر می‌پوشیدند؟ حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است.

روزنامه‌ی اطلاعات بیستم اسفند پنجاه‌وهفت

  • #اینتِرنال‌آدِر

امروز و کودتا

چهارشنبه ۴ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۹ ق.ظ

دیروز انتظار داشتم از رئیس‌جمهور ایران که همچون دکتر مصدق در سازمان ملل عمل کند؛ اما، بعد به این اندیشیدم که نزدیک‌ترین یاران مصدق با او چه کردند؟ اصلا چه انتظاری ست که من از روحانی اصول‌گرا یا اعتدال‌گرا دارم؟ آدم به چه خزعبلاتی که فکر نمی‌کند.

باری باید به تاریخ بازگشت. من فرزند اصفهان، اولین پایتخت مدرن و آخرین پایتخت قدرتمند ایران زمین، در دل آثار تاریخی پرورش یافتم. با تاریخ بزرگ شدم و چه عاشقانگی ها که با این دلبر نکرده‌ام. 

این روزها نا امیدی موج میزند، اینطور نیست؟

«آقا همه دزدن، همه بردن. جلوی امریکا نمیشه وایساد. مردم لِه شدن. ما له شدیم. همه له شدن.»

تو را به گوشه‌ای از تاریخ این سرزمین میبرم که وضعیتی همچون امروز داشت و سرانجامی اسفناک. پس از ملی شدن صنعت نفت و شیلات توسط مصدق و یارانش و بعد از اینکه مصدق خواستار سلطنت و نه حکومتِ دیکتاتور پهلوی شد(طبق قانون مشروطه) و سپس خواست که ارتش و مجلس را از چنگ اعلی حضرت همایونی(!) خارج کند تا اندکی به دموکراسی و آزادی نزدیک شویم، اقلیت قدرتمند حکومتی او را تحت فشارهای بی امان گذاشتند و انگلیس که ابرقدرت اول آن روزها بود، ایران را به شدیدترین نحو ممکن تحریم کرد.

پس از آن تحریم‌ها، شاخص‌های اقتصادی افت کرد. وضعیتی مشابه وضعیت امروز پیش آمد. کاشانی، به هر دلیلی دست از حمایت مصدق برداشت. مردمی که برای کاشانی می آمدند که هیچ، آنهایی که مصدقی بودند چه شدند؟ کودتا یک شبه و یک روزه رخ نداد. همه مطلع بودند. دکتر حسین فاطمی در روزنامه‌اش، از پنج روز قبل، روزشمار کودتا گذاشته بود و هشدار میداد. حتی خود مصدق هم باور نداشت که کودتایی علیه او شکل بگیرد و مردم آنطور تنهایش بگذارند. وضعیت اقتصادی آن‌روز پیشرفت‌های مدنی و گرفته شدن قدرت از دست اقلیت حاکم و سپردن آن به دست مردم را از چشم دور میداشت(همچون امروز که کمتر کسی میداند حداقل پس از انتخابات نودوشش در زمینه‌های متعددی پیشرفت‌های بزرگ مدنی داشته‌ایم  مثل اعدام‌ها، دانشجوهای ستاره‌دار و ورود اقلیت مذهبی به شورای شهر). مردم که هیچ، نزدیک‌ترین یاران دکتر مصدق هم عقب کشیدند. کودتا اتفاق افتاد و سلطه‌ی دیکتاتوری پهلوی دو چندان شد و محمدرضای جوان علاوه بر اینکه حکومتش جان تازه گرفت، اعتماد به نفس دوچندان هم پیدا کرد و تا دم مرگ حکومت کرد. ناامیدی مردم از مصدق، چه آنهایی که به واسطه‌ی کاشانی آمدند و چه ملیون، وانگهی برخی اشتباهات مصدق در سیاست‌هایش، همه چیز را به هم ریخت و پیروزی این ملت را تا بهمن پنجاه‌وهفت به تعویق انداخت

و اما سرنوشت انگلیس چه شد؟ انگلیس با آن فرمان سلطه‌طلبی و دخالت‌هایش، به سرعت از ابر قدرت اول بودنش سقوط کرد و امریکا که به تازگی از جنگ جهانی دوم، با پیروزی خارج شده بود جایش را گرفت. امریکا هم اگر به همین شکل پیش برود، به زودی  ابرقدرت اول بودنش را از دست خواهد داد و بعد سقوط خواهد کرد.

شرایط اقتصادی امروز ایران بحرانی ست؛ اما، ترسناک نیست و قبلا مشابهش را داشته‌ایم. آن دفعه سرافکنده شدیم مقابل میهنمان، این بار چه خواهیم کرد؟ آیا قرار است باز بترسیم و پا پس بکشیم یا نه عبرت گرفته‌ایم و خواهیم ایستاد؟

  • #اینتِرنال‌آدِر

مهدِ غم

دوشنبه ۲۶ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۱ ق.ظ

ایرانی‌ها حمله‌های وحشیانه‌ی چنگیز، اسکندر و اعراب را از سر گذراندند. در این منطقه‌ی بی آب و علف، خشکسالی‎هایی بر اثر گرمای بیش از اندازه یا عصر یخبندان کوچک(متقارن با سقوط حکومت صفوی) را از سر گذراندند. همیشه در سرزمین خودشان یا اطرافشان جنگ و کشتار بوده. پس از صدها سال زیر یوغ پادشاهان مستکبر و سفاک بودن، به قصد نجات از آن استبداد، کوشیدند و ممارست کردند تا انقلابی عظیم را رقم زدند. درگیر جنگ دیگری با اعراب شدند و همه روزه فرزندانشان را غرق در خون دیدند. پس از جنگ بار دیگر شاهد ظلم از داخل و خارج بودند.

ایرانی‌ها حکومت علی را دیدند. او که با اصرار مسلمین و به خواست آنان علی‌رغم میلش خلیفه شده بود، حاکمی عادل بود که در مورد ایرانی‌ها هم‌عقیده‌ی دیگر اعراب نبود. مردم این سرزمین شیفته و شیعه‌ی علی شدند. پی آمد این مودّت، شاهد بودنِ سال‌ها اسارت، خانه نشینی، ستم دیدگی و شهادت فرزندان پیشوایشان بود. پیروان راستین ایشان که عمدتا همان ایرانی‌ها بودند، به مانند آن‌ها پیوسته در انزوا و تحت ظلم و جورِ حکومت‌های جباری چون بنی‌امیه و بنی‌عباس بودند. 

چه انتظاری میرود از ایرانیِ شیعه‌ی علی، با این حجم عظیم غمی که در تاریخش ریخته؟ (کافی‌ست به موسیقی ایرانی بیشتر توجه شود تا رگه‌های عمیق این غم را شنید و دید و حس کرد) جای اینکه بنویسید:« چرا پولاتون رو جای خرج کردن تو مراسم‌های ناراحت‌کننده، برای شادی مردم خرج نمی‌کنید؟»، بهتر است بنویسید:

با مال و روحتان، هم عزاداری برای زخم‌های عمیقی که به جسم و جانتان زدند را رونق ببخشید که مبادا تاریخ، آن ها را ببلعد؛ هم برای شاد کردن دل خودتان و آدم های دیگر از آن‌ها بهره ببرید که مبادا غم امروز، فتح فردا را از شما بستاند و تاریخ، شما را هم در زمره‌ی زیان‌دیدگان بگمارد.

  • #اینتِرنال‌آدِر

هیچگاه و هرگز

جمعه ۱۶ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۶ ق.ظ

شب تا صبح بارها از پنجره‌ی اتاقک به شعله‌ی آتش نگاه کرد تا مبادا خاموش شود. انگلیس‌ها ایران را ترک کرده بودند و در دیار خودشان از این میگفتند که ایرانی‌ها علم و توانش را ندارند. او میخواست ثابت کند که ایرانی‌ها هم علمش را، هم توانش را و هم چیزی بیشتر از این ها، یعنی خدا و ملتشان را دارند.

از مهندس مهدی بازرگان نوشتم. تاریخ به خوبی امروز میتواند درباره‌ی او قضاوت کند. درباره‌ی حرف‌هایی که میزد و کسی گوشش بدهکار نبود. درباره‌ی ظلم‌هایی که دید. در مورد آدم‌هایی که روزی درود بر مصدق را مرگ بر مصدق کردند و روزی درود بر بازرگان را مرگ بر بازرگان. خواهند گفت که ایرانیان پس از انقلابشان هم، هرگز نیندیشیدند.

  • #اینتِرنال‌آدِر

ملی مذهبی بودن (هفت)

يكشنبه ۲۸ مرداد ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۰ ق.ظ

اصل سوم در بُعد مذهبی، اصل انتخاب است.

انتخاب بدین معناست که حاکمیت از آن خداست و او حاکمیت را به فرد یا گروهی خاص نداده؛ بلکه، به عموم مردم بخشیده.

به استناد آیه‌ی «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً [سوره بقره آیه‌ی سی]» انسان جانشین خداست و زمامداران حکومت، نماینده و وکیل مردم هستند. به عبارت دیگر زمام‌داران حکومت به طور مستقیم جانشین پروردگار نیستند که بگویند ما جانشین امام هستیم، امام جانشین پیامبر و پیامبر هم جانشین خداست؛ بلکه، عامه‌ی مردم جانشین خدا هستند و حاکمیت ملت، تجلی حاکمیت پروردگار است (در غرب حاکمیت مردم را نقطه‌ی مقابل حاکمیت خدا میدانند).

در این زمینه مرحوم طالقانی در کتاب «اسلام و مالکیت» (ص 144 و 145) نوشته‌اند:

در قرآن کریم صریح است به اینکه زمین و منابع آن از آن خداوند است و اوست که آن را مسخر انسان ساخته و انسان در این تصرفات جانشین (خلیفه) پروردگار است: «والارض وضعها للانام (الرحمان، آ 10)[و زمین را برای مردم نهاد]»، «جعل لکم الارض فراشا(بقره، آ 22)[زمین را برای شما فرشی قرار داد]» «سخر لکم ما فی الارض (حج، آ 65)[(خدا) آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید]»، «ثم جعلناکم خلائف فی الارض(یونس، آ 14)[سپس ما بعد از آن‌هاا(اقوام و ملل قبلی که به کیفرظلمشان هلاک شدند) شما را در زمین جانشین کردیم]»، «هو الذی جعلکم خلائف فی الارض (فاطر، آ 39)[اوست خدایی که شما را در زمین جانشین(امم گذشته) قرار داد]» مضمون این آیات و مانند آن بیان جانشینی(خلافت) انسان در زمین است تا این جانشین دستور و اراده‌ی صاحبجای را انجام دهد.

در واقع مال، مال الله و انسان، خلیفة الله و بنده اوست؛ به عبارت دیگر چون این خلافت برای همه است فرد وکیل و نایب جمع می باشد و تصرفاتش باید در حد خیر و مصلحت عموم باشد.

  • #اینتِرنال‌آدِر

ملی مذهبی بودن (شش)

جمعه ۲۶ مرداد ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۱ ق.ظ

اصل دوم در بُعد مذهبی، اصل اختیار است.

إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ [قسمتی از آیه‌ی یازده از سوره‌ی رعد] ترجمه مکارم شیرازی: ‏خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.

در همین رابطه رجوع می‌کنیم به تفسیر نمونه:

همیشه تغییرات از خود ما است (یک قانون کلى)
جمله ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم که در دو مورد از قرآن با تفاوت مختصرى آمده است، یک قانون کلى و عمومى را بیان مى کند، قانونى سرنوشت ساز و حرکت آفرین و هشدار دهنده
این قانون که یکى از پایه‌هاى اساسى جهان بینى و جامعه‌شناسى در اسلام است، به ما مى گوید مقدرات شما قبل از هر چیز و هر کس در دست خود شما است، و هر گونه تغییر و دگرگونى در خوشبختى و بدبختى اقوام در درجه اول به خود آنها بازگشت مى کند.
به تعبیر دیگر: این اصل قرآنى که یکى از مهمترین برنامه هاى اجتماعى اسلام را بیان مى‌کند به ما مى‌گوید هر گونه تغییرات برونى متکى به تغییرات درونى ملتها و اقوام است و هر گونه پیروزى و شکستى که به قومى رسید از همینجا سرچشمه مى گیرد؛ بنابراین، آنها که همیشه براى تبرئه خویش به دنبال عوامل برونى مى گردند و قدرت‌هاى سلطه گر و استعمار کننده را همواره عامل بدبختى خود مى شمارند، سخت در اشتباهند؛ چرا که، اگر این قدرت‌هاى جهنمى پایگاهى در درون یک جامعه نداشته باشند، کارى از آنان ساخته نیست. مهم آن است که پایگاه‌هاى سلطه‌گران و استعمارکنندگان و جباران را در درون جامعه خود در هم بکوبیم، تا آن‌ها هیچگونه راهى براى نفوذ نداشته باشند.
این اصل قرآنى مى گوید: براى پایان دادن به بدبختی‌ها و ناکامی‌ها باید دست به انقلابى از درون بزنیم، یک انقلاب فکرى و فرهنگى، یک انقلاب ایمانى و اخلاقى. و به هنگام گرفتارى در چنگال بدبختی‌ها باید فورا به جستجوى نقطه‌هاى ضعف خویشتن بپردازیم، و آنها را با آب توبه و بازگشت به سوى حق از دامان روح و جان خود بشوئیم، تولدى تازه پیدا کنیم و نور و حرکتى جدید، تا در پرتو آن بتوانیم ناکامی‌ها و شکست‌ها را به پیروزى مبدل سازیم. نه اینکه این نقطه‌هاى ضعف که عوامل شکست است در زیر پوشش‌هاى خودخواهى مکتوم بماند و به جستجوى عوامل شکست در بیرون جامعه خود، در بیراهه‌ها سرگردان بمانیم.

همه‌ی متفکرین ملی-مذهبی این آیه را همینطور تفسیر کرده‌اند و معتقدند خدا سرنوشت هیچ جامعه‌ای را تغییر نمیدهد مگر خودشان بخواهند، حال چه از بد به خوب و چه از خوب به بد. حمید عنایت در کتاب «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر»  هم یکی از ویژگی‌های متفکرین ملی-مذهبی را در چگونگی تفسیر این آیه میداند.

  • #اینتِرنال‌آدِر