:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ
خدا کسانى را که ایمان آورده‏‌اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏‌گرداند.
(سوره‌ی ابراهیم آیه‌ی بیست‌وهفت)

در اندیشه‌ام بیم را راه نیست / چو گُردان ایران به هنگام جنگ
نگشتم ز خصم قوی بیمناک / تحمل نکردم زکس بار ننگ
تو نیز ای جوان دشمن ننگ باش
قوی دل، قوی تن، قوی چنگ باش*

درباره‌ی انسان شناسی فلسفی، هابز، در فصل یازدهم کتاب نخست لویاتان، در باب انسان، از میل سیری ناپذیر همه‌ی آدمیان به قدرت سخن میگوید و می نویسد:«بنابراین در نخستین موضع، من به توضیح سیرت عمومی نوع بشر می پردازم که میلی ابدی و سیری ناپذیر به قدرت پس از قدرت دارد که تنها با مرگ به پایان میرسد.» [Hobbes, p. 70]

بدون اینکه بروم سر این موضوع که هابز شاید اشتباه میکند که میل همیشگی به قدرت را در وضع طبیعی امکان‌پذیر میداند و شاید وضع مدنی بهتر باشد، میگویم که «من» هم مثل همه‌ی انسان‌ها میلی سیری ناپذیر به قدرت دارم. یا بهتر میل سیری ناپذیر به آن ابزاری دارم که مرا به قدرت واقعیم، نه یک قدرت پوشالی، دروغین و مختص به زمان حال، برساند. قدرتی که درونم باشد نه در دستانم. راهی که برای رسیدن به قدرت انتخاب کرده‌ام نوشتن است؛ پس، تا لحظه‌ی مرگ خواهم نوشت. به همان اندازه که میخوانم، میبینم و حس میکنم، میدانم؛ به همان اندازه که میدانم، مینویسم؛ به نوشته‌هایم ایمان دارم و به اندازه‌ی ایمانم به نوشته‌ها، پای واج واجشان می‌ایستم.  

  • و امّا لِوموت برگرفته از جمع «لویاتان» و «بهیموت» توماس هابز است و اینطور معنایش میکنم: استقرار و فروپاشی.
  • و بَعد اینتِرنال‎آدِر، تفکرِ سیاسیِ یک مدیرِ مالیِ بیست‌واندی ساله‌ی دغدغه‌مندِ (مرتبه‌ی دغدغه از عشق بالاتر است) شاغل در ایران است که تلاش میکند کمی بِفهمَد.

* سروده ناظم زاده کرمانی