:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

۸ مطلب با موضوع «عاشورا :: تحریف واقعه» ثبت شده است

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (هشت)

دوشنبه ۵ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۵ ب.ظ

  • محدّث قمی و نقدهای او بر روضه‌خوانان

پس از محدّث نوری، شاگرد او، «شیخ عباس محدّث قمی» هم در پایان مجلد اول از کتاب «منتهی‌الآمال»، خلاصه‌ای از کتاب نامبرده‌ی استاد خود را آورد و همان دو ویژگی را که نوری برای روضه‌خوانان ضروری می‌دانست، او هم به بحث نهاد و از طرفی اخلاق ناپسند بسیاری از اهل منبر را به باد انتقاد گرفت و برای تکمیل سخن، به ابیاتی از یک غزل حافظ استناد جست و گفت:«چه بسیار خوش و نیکو گفته است حافظ شیرازی: واعظان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند/ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند». البته اگر این بیت و ابیات بعدی را مرحوم محدّث قمی نیاورده بود من جرات نمی کردم بخوانم؛ ولی، چون او آورده، اگر هم گناهی شده، من فقط گزارشگر و ناقل هستم. به هر حال او پس از تصریح به خوب و نیکو بودن اشعار حافظ آن‌ها را چنین بازگو می‌کند: 

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه‌فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

پی‌نوشت: همان‌طور که قبلا گفته بودم از آنجایی که اختلافات این چنینی بین علماست و هرکدامشان هم ساز خودشان را زده‌اند، سعی کردم تا هیچ دیدگاهی از نظرگاه خودم منتشر نکنم و همچنان بر این موضع پافشاری می‌کنم؛ به‌علاوه، علم ورود را هم ندارم و همچنین احتمالا دیدگاه شخصی رادیکالی در این رابطه داشته‌باشم که انتشارش درست نیست. ترجیحم بر این بود و هست که از نظر مخاطبان استفاده کنم.

  • #اینتِرنال‌آدِر

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (هفت)

دوشنبه ۵ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۰ ق.ظ

ویژگی دوم که محدّث نوری برای روضه‌خوان‌ها ضروری می‌شمارد، التزام به صدق است و اینکه مقید باشند جز راست نگویند و آنچه را در منابع غیرمعتبر و مجهول آمده نقل نکنند. در اینجا بسیاری از نصوصی را که در قرآن و احادیث در تاکید بر راست‌گویی و برحذر داشتن از دروغ بستن بر معصومان آمده نقل می‌کند. سپس به سراغ منبری‌ها و روضه‌خوان‌های عصر خودش می‌رود و پاره‌ای از روایات دروغ و مجعولی را که به عنوان روضه می‌خوانده‌اند، نقل می‌کند. از جمله روایتی را که حاکی است لشکر دشمنان امام حسین پانصد ششصد هزار نفر از اهل کوفه بوده که چون محدث نوری پادشاهی مقتدرتر از شدّاد در تاریخ نمی‌شناخته می‌گوید: حتی شداد هم نمیتوانست در طول چهار پنج روز، چنین سپاه عظیمی بسیج کند، چه رسد به ابن زیاد. باز این روایت را نقل می‌کند که روزی امیرمومنان بالای منبر خطبه می‌خواند. سیدالشهدا تشنه شد و آب خواست. حضرت امیر به قنبر امر فرمود آب بیاور. عباس در آن وقت طفل بود. چون از تشنگی برادر با خبر شد نزد مادر دوید و برای برادر جام آبی گرفت و بر سر گذاشت که آب از اطراف جام میریخت و به همین وضع وارد مسجد شد. وقتی چشم پدر بر او افتاد گریست و فرمود: امروز چنین و روز عاشورا چنان؛ و فصلی از مصائب عباس را ذکر نمود و... سپس می نویسد: این ماجرا اگر می‌توانست رخ بدهد در دوران خلافت امیر  در کوفه روی داده؛ اگر هم در مدینه روی داده باشد، در آغاز خلافت امیر بوده؛ زیرا، پیش از این تاریخ امیر منبر و مسجدی در اختیار نداشته. همچنین در هنگام خلافت امیرمؤمنان، عمر شریف امام حسین بیش از سی سال بوده؛ آنگاه عمل امام حسین در اظهار تشنگی در آن مجلس عمومی و سخن گفتن او در میان خطبه امام علی- که عملی حرام و حداقل مکروه است- با مقام امامت امام حسین بلکه با کمترین مرتبه عدالت و بلکه با آداب معمولی انسانیت سازگار نیست. و اگر حضرت عباس در آن روز طفل بود، این همه قهرمانی‌هایی که در ایام خلافت پدرش در صفین برای او ادعا میکنند، چگونه از او آشکار شد؟ از جمله اینکه مدعی‌اند هشتاد نفر را یکی یکی به هوا پرتاب کرد به نحوی که وقتی نفر هشتادمی را پرتاب می‌کرد، هنوز اولی از دور دست‌های هوا برنگشته بود و سپس هر یک از ایشان که برگشتند، او را در میان هوا با شمشیر به دو نیم می‌نمود! آنگاه چنین خوارق عاداتی که از امیرمومنان نیز هیچ‌گاه ظاهر نشده، چگونه از عباس در کودکی ظاهر شده؟ مگر بگوییم این دروغ‌گو حافظه نداشته و حرص گردآوری زر و سیم، شعور و ادراک را از او گرفته و شرم و حیا را یکسره از او سلب نموده است.

کتاب محدث نوری که مشتمل بر نقدهای فراوان بر منقولات و عملکردهای روضه‌خوانان- آن هم روضه خوان‌های یک قرن پیش- بود، منتشر شد.  آن‌ها نیز که در کارِ روضه‌خوانی جز روایات جعلی، سرمایه‌ای نداشتند و از اخلاص هم بی بهره بودند، به مقابله با نوری برخاستند و علیه او از هیچ اقدامی فروگذار نکردند. ولی عالم‌ترین و روشن‌بین‌ترین مرجع آن عصر، آخوند خراسانی، از او دفاع کرد و علی‌رغم مخالفان، آثار او را ارج نهاد.

  • #اینتِرنال‌آدِر

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (شش)

يكشنبه ۴ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۹ ق.ظ
  • دو صفت لازم برای روضه‌خوان‌ها

محدّث نوری در این کتاب، از دو جهت روضه‌خوان‌ها را مورد اعتراض قرار میدهد. او می‌گوید:« شرط بالا رفتن بر منبر حسینی حداقل التزام به دو امر است: اول اخلاص و اینکه روضه خوان، منبر حسینی را دکانی برای کسب مال و مقام قرار ندهد.» سپس از همین زاویه نقدهای وسیعی به منبری‌ها و روضه‌خوان‌های عصر خود وارد می‌آورد و شکایت می‌کند که آن‌ها فاقد اخلاص‌اند و برای اثبات این مدعا نمونه‌های متعددی می‌آورد؛ از جمله حکایت می‌کند که واعظی معروف به شهری وارد شد و یکی از علمای بزرگ از او دعوت کرد که از اول تا آخر ماه رمضان در مسجد او، که یکی از مساجد معروف آن شهر بود، منبر برود و در برابر آن در اواسط ماه رمضان مبلغ معینی به او داده شود- نام آن واعظ و آن عالم هر دو را می دانم ولی ذکر آن مناسب نیست- بر حسب قرار مزبور واعظ از آغاز ماه رمضان در آن مسجد مشغول وعظ و روضه خوانی شد. در اواسط ماه، آن عالم مقداری کمتر از آنچه قرار بود به واعظ داد، او هم چیزی نگفت؛ ولی، روز بیست‌ویکم ماه رمضان، روز شهادت امام علی(علیه‌السلام)، که جمعیت در مسجد بیش از هر وقتی بود، واعظ بالای منبر رفت و مشغول روضه خوانی شد تا موقع جامه چاک کردن و گریبان دریدن و سر برهنه کردن و بر سروصورت زدن رسید. پس واعظ عمامه را از سر برداشت و از منبر به زیر آمد و خود را به محراب که عالم در آن جا بود رسانید و گفت: «آقا شما صاحب عزایید.» پس عمامه او را برداشت و با این کار، شور و ولوله‌ای سخت در حضار مجلس انداخت و همگی سرها برهنه کرده گریه می کردند و بر سروسینه میزدند و هرکس به حال خود مشغول بود. پس واعظ فرصت را مغتنم شمرده و برای اخذ بقیه‌ی پول از آن عالم، با دو دست خود با تمام قوا بر سر برهنه‌ی وی می‌کوبید و آهسته میگفت:« بقیه پول را میدهی یا باز هم بزنم؟» آن بیچاره که دید همه حضار سرشان به خودشان گرم است و کسی متوجه او نیست و با این ضربه‌ها سری برای او نمی‌ماند قول داد که بقیه مبلغ را به زودی کارسازی نماید. پس واعظ دست از سر او برداشت و خوش و خرم به عنوان دعا کردن به عرشه‌ی منبر خزید. الحق که افرادی با چنین قلب‌های خراب و اعمال مانند سراب، شایسته وعظ کردن برای مردم و افتخار به چاکری امام حسین(علیه‌السلام) نیز هستند!

پی‌نوشت: «منصور ارضی»، روضه‌خوان امروزی، در مراسم دعای روز عرفه:« اون یارو در استخر مرد، این یارو هم آخرش در استخر می‌میرد

  • #اینتِرنال‌آدِر

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (پنج)

شنبه ۳ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۲ ب.ظ
  • مقابله با دروغ‌پراکنی‌ها

برای مبارزه با دروغ‌پراکنی‌ها و نشر اخبار جعلی و غالباً موهن- آن هم به اسم مقتل نویسی- از طرف علما و محدثان و حتی ادیبان، اقداماتی انجام گرفت. شاید اولین گام جدی را در این راه مرحوم حسین محدّث نوری برداشت. این مرد، بزرگ‌ترین محدثی ست که پس از مجلسی، تاریخ شیعه به خود دیده. کتاب عظیمی به نام «مستدرک الوسائل» در سه مجلد بزرگ و قطور دارد که یکی از هفت-هشت کتاب اصلی حدیث شیعه است. خاتمه آن که بیش از دوسوم مجلد سوم است، شاهکار علم رجال‌شناسی شیعه است و علاوه‌بر علمای دین، بسیاری از محققان جدید- امثال مرحومان علامه قزوینی و سعید نفیسی- آن را بسیار ستوده‌اند. محدّث نوری تألیفات فراوان* دیگری هم دارد؛ از جمله کتابی در نقد روضه‌خوان‌ها و روضه‌نویس‌ها به فارسی- البته به فارسی صدوبیست سال پیش- آن هم به قلم نویسنده ای که بیشتر عمرش در نجف و سامره و در میان طلاب و روحانیان گذشته؛ و طبعا انشایش، انشای امروز نیست. ولی من(اکبر ثبوت) مقدار زیادی از آن را بازنویسی کردم و در ضمن یک فصل از کتاب آخوند خراسانی و شاگردانش آوردم که امید است پس از ظهور امام زمان منتشر شود!

* یکی از تألیفاتش هم کتاب «فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب» است که کتابی جنجالی ست و علمای شیعه در ردّ آن بسیار نوشته‌اند. آیت‌الله خمینی نقدی بر همین کتاب در «انوار الهدایه فی التعلیقة علی الکفایة» (ج1 ص 244) می‌نویسد: «صاحب فصل الخطاب کسی است که کتاب‌هایش نه فایده علمی دارد و نه فایده عملی؛ بلکه تنها عبارت است از طرح احادیث ضعیف و غیرمعتبر که علما از عمل به آن‌ها اعراض کرده و بزرگان پیشگام و خردمند ما، مانند محمدون ثلاث ـ رحمهم الله ـ [یعنی شیخ کلینی، شیخ صدوق، و شیخ طوسی] از نقل آن‌ها دوری جسته‌اند. وضعیت کتاب‌های روایاتش غالبا مانند مستدرک چنین است و از دیگر کتاب‌هایش نپرس که مملو است از قصه‌ها و حکایات غریبی که اغلب آن‌ها به شوخی شبیه‌تر است تا جدی! او ـ رحمه الله ـ شخص صالح و جست‌وجوگری بود؛ لکن اشتیاقش به جمع‌آوری روایات غیرمعتبر و مطالب عجیب و غریب و مسائلی که عقل سلیم و فکر درست آن را نمی‌پذیرد، بیشتر از [گردآوری] سخنان نافع بود، و عجب از معاصرین هوشیارش که چگونه غافل شدند و شد آنچه شد [یعنی قول به تحریف قرآن] که آسمان ها برای آن بگریند و و نزدیک بود زمین تکه تکه شود؟»

آقا بزرگ تهرانی که شاگرد محدّث نوری بوده هم اینطور می‌نویسد:«استاد ما در اواخر عمر خویش می‌گفت: این‌جانب در نام گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب می‌گذاشتم چرا که در آن ثابت می‌کنم قرآن شریف موجود، با تمامی سوره‌ها و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچ گونه تغییر و تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع‌آوری آن به امروز در آن واقع نشده‌ است. و علی‌هذا نامیدن آن به این نامی که مردم آن را بر خلاف منظور و مراد من حمل می‌کنند، اشتباهی است در نامگذاری. ولیکن من در این کتاب نیاورده‌ام آنچه را که آن را بر او حمل می‌نمایند. بلکه مراد من، اسقاط بعضی وحی مُنْزَل الهی است؛ و اگر می‌خواهی تو نام آن را بگذار: الْقَوْلُ الفَاصِلُ فِی إسْقَاطِ بَعْضِ الْوَحْیِ النَّازِلِ»

پی‌نوشت: یورونیوز یک قسمتی دارد به نام No|Comment که در آن ویدئوها و عکس‌هایی را بدون هیچ اظهار نظری به نمایش می‌گذارد(هرچند نهایتا  استفاده‌ی رسانه‌ایش را می‌کند). بنده هم در ابتدا قسمتی از سخنرانی استاد ثبوت را آوردم و بعد با یک ستاره‌ی سرخ دو روایت متفاوت هم آوردم که آدم را گیج می‌کند و همه‌اش هم No|Comment است. اینکه بخواهم خودم نظری بدهم به دو دلیل ممکن نیست. دلیل یکم آنکه بنده علمش را ندارم و دلیل دوم آنکه این بحث‌ها بین علماست، ورود و اظهار عقیده‌ی ما(یا حداقل شخص نگارنده‌ی این متن) اشتباه است.

  • #اینتِرنال‌آدِر

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (چهار)

جمعه ۲ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۱ ق.ظ
  • ملّا آقای دربندی و ترویج قمه‌زنی و روایات مجعول

پس از ملّا مهدی نراقی، ملّای دیگری هم بود که پایگاه علمی ملّا مهدی را نداشت؛ ولی، در عصبیت و تعصبات کورکورانه‌ای که اسمش را حبّ اهل‌بیت گذاشته بود، کمتر کسی را می توان مثل او در تاریخ پیدا کرد. این مرد ملّا آقای دربندی(فاضل دربندی) ست که به خیال خود، نسبت به ماجرای کربلا بسیار حساس بوده و در عشق و دل بستگی به امام حسین و شهدا- البته به صورتی غیر عاقلانه- نمونه‌ای کامل بوده و همین عشق موجب شده‌است که تحت عنوان ترویج عزاداری، از کارهایی مثل قمه‌زنی در سطح گسترده حمایت کند. می‌توان گفت که در رواج این بدعت‌ها، هیچ‌کس به اندازه او نقش و اهتمام نداشته‌است.


ملّا دربندی

از او پرسیدند که قمه‌زنی به لحاظ دینی چه حکمی دارد؟ و او پاسخ داد: «این کار، کار عشق است، ربطی به دین ندارد!» حالا چطور ممکن است دین در این مورد سکوت کند و صدور حکم را به عشقی بیگانه با عقل و احکام دین واگذارد؟ سوالی‌ست که ملّای دربندی پاسخی نداده. همین دربندی، کتابی در روضه‌خوانی نوشته که به قول معروف «مسلمان نشنود، کافر مبیناد!» با مطالعه‌ی این کتاب*، احساس می‌کنیم که اگر پیرزن‌های دویست سال قبل هم عقل علیه السلام را به کار می‌انداختند، هرگز نمی‌توانستند چنین اکاذیب خنده‌آوری را باور کنند چه رسد به افراد درس خوانده.

* این کتاب «اِکسیرُ العبادات فی اَسرارِ الشّهادات» نام دارد که معروف است به «اسرارالشهادة». استاد مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی در موردش این چنین می‌نویسد:« در شصت ـ هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقای دربندی پیدا شد. تمام حرف‌های روضةالشهدا را به اضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یکجا جمع کرد و کتابی نوشت به نام اسرارالشهادة، واقعاً مطالب این کتاب انسان را وادار می‌‏‌کند که به اسلام بگرید

  • #اینتِرنال‌آدِر

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (سه)

پنجشنبه ۱ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۶ ب.ظ
  • تکثیر سرسام‌آور روایات مجعول

در  دوره قاجار، بیماری نقل اخبار جعلی در سطح گسترده، به علما هم سرایت کرد و آن‌ها هم با تألیف کتاب‌های پر از اخبار جعلی و بی‌سر و ته محشر کردند؛ از جمله ملّا مهدی نراقی پدر ملّا احمد نراقی که هم فیلسوف است و هم ریاضی‌دان، هم عالم اخلاق، هم فقیه، هم محدّث و هر کدام از این تخصص‌های او ایجاب میکرده که وقتی به نقل حوادث کربلا می‌پردازد، دقت کافی به خرج دهد؛ ولی، تعجب می‌کنیم که بشنویم او کتابی به اسم «محرق‌القلوب» نوشته که وقتی کسی می خواند، احساس میکند این ملّا، وقتی این کتاب را می‌نوشته، تمام علوم و معارفی را که آموخته‌بوده، کنار گذاشته و با هیچ کدام سروکار نداشته و حتی عقل بسیط و ابتدایی خود را هم در تشخیص صحیح و سقیم روایات به کار نینداخته و مجموعه‌ای سرِ هم کرده که به تصریح محدّثان عالِم، پر است از اخبار  بی‌سر و ته و سست. محرق‌القلوب یعنی سوزاننده‌ی دل‌ها  و شاید هم چون مهم‌ترین هدف سوزاندن دل‌ها بوده، به هیچ هدف دیگری نیندیشیده و تنها هدفش این بوده که مطالبی بنویسد که هرچه بیشتر دل‌ها را بسوزاند.

  • #اینتِرنال‌آدِر

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (دو)

چهارشنبه ۳۱ مرداد ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۸ ب.ظ
  • روضةالشهدا و روضه‌خوانی

اولین کتاب متداول روضه‌خوانی را ملّایی نوشت که نیمه‌شیعه و نیمه‌سنی و صوفی بود. «ملاحسین کاشفی» از ادیبان و مؤلفان و واعظان اواخر عصر تیموری‌ ست. این مرد کتاب‌های زیادی تألیف کرده که به لحاظ تحقیق و دقت جایگاهی ندارند؛ ولی، چون به زبان نسبتا ساده نوشته شده، پاره‌ای از آن‌ها در میان عامه مردم رواج یافته و حتی کتاب درسی شده. از جمله کتابی به نام کتاب «روضة‌الشهدا» در ذکر مصائب برخی از انبیا و اخبار و روایات مربوط به آل‌عبا(علیهم‌السلام) و بیش از همه در گزارش حوادث کربلا؛ که چون مؤلف اهل دقت نبوده، مقداری روایات بی‌پایه هم در این کتاب گنجانده که نقل همین روایات- مثل داستان عروسی قاسم و زعفر جنی- از ناحیه علما مورد انتقاد واقع شده است. اما چون این کتاب عوام‌پسند و به فارسی عوام‌فهم بوده و چند سال قبل از استقرار حکومت صفوی در قرن دهم تألیف شده و با تاسیس این حکومت، قرائت خاصی از تشیع ترویج میشد که ذکر مصائب اهل‌بیت و ترویج فرهنگ گریه و عزاداری، خیلی در آن اهمیت داشت، این بوده که از اوان تالیف روضة‌الشهدا، تا سال‌ها بعد از آن، در مجالس عزای حسینی همین کتاب را می‌خواندند و این مجالس  را مجالس روضه خوانی می نامیدند(یعنی، مجالسی که کتاب روضةالشهدا در آن می‌خواندند). به هر حال تشکیل مجالس عزاداری در سطح گسترده در ایران، با خواندن این کتاب آغاز شد.

بعد از کاشفی کتاب‌های فارسی دیگری به عنوان مقتل امام حسین و شهدای دیگر تالیف شد؛ از جمله مرحوم مجلسی در نیمه دوم قرن یازدهم، کتاب «جلاء العیون» را با همان هدف روضةالشهدا نوشت و چون دقت مجلسی در نقل اخبار بیش از کاشفی بود، در کتاب او اخبار ضعیف کمتر راه یافت؛ ولی، اسم قدیمی روضه‌خوانی همچنان برجا ماند. اعم از اینکه از روی کتاب روضةالشهدا ذکر مصیبت کنند یا از روی کتاب دیگر، یا از روی هیچ کتابی نخوانند و کتابشان-به قول روضه خوان ها- «صدورالواعظین و لسان‌الذاکرین» باشد.

  • #اینتِرنال‌آدِر

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (یک)

سه شنبه ۳۰ مرداد ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۰ ب.ظ

[سال 1393 در اندیشگاه کتابخانه ملی دو جلسه سخنرانی در نقد شناخت‌ناپذیر کردن رویداد عاشورا توسط اکبر ثبوت، پژوهشگر و استاد دانشگاه، برگزار شد که نگارنده علاقه‌مند بود آنچه که از این دو جلسه فهمیده را از فایل صوتی ضبط شده توسط خودش پیاده کند و در اختیار بقیه هم بگذارد که هم دقیق‌تر باشد و هم دچار دخل و تصرف نشود. هرچه گشتم آن فایل صوتی را نیافتم، بقیه‌ی فایل‌های صوتی‌ام را هم نیافتم، یعنی اصلا گشتنم اشتباه بود؛ چون میدانستم چه بلایی سرشان آمده. به هرحال از آن جایی که باید تا آخرش جنگید، نشریات کاغذی و الکترونیکی‌ام را از پاییز سال 93 تا امروز، ورق زدم؛ چرا که میدانستم در یکی از همین نشریات، متنی در همین رابطه وجود داشت. بالاخره بین ورق‌های محبوب‌ترین مجله‌ام «ایران فردا» پیدایش کردم.]


آنچه در ادامه، در قالب هشت پست سریالی، می‌آید متن تحریر یافته و تنقیح شده دو جلسه سخنرانی استاد اکبر ثبوت در اندیشگاه کتابخانه ملی در تاریخ‌های 24 آبان و 1 آذر 1393 است که توسط دور جدید مجله ایران فردا، شماره 17، در آبان 94 با عنوان «در نقد شناخت‌ناپذیر کردن رخداد عاشورا» منتشر شده:

به نام آنکه جان را فکرت آموخت
گزارشگری حوادث کربلا، به دو صورت شفاهی و کتبی، از سال‌های نزدیک به آن رویداد عظیم آغاز شده و در قرون و اعصار بعدی هم ادامه داشته و در طی هزاروچند سال، انواع تحریفات و تصرفات ناروا و اخبار دروغ و جعلی به آن راه یافته و منجر به انتقادها و اعتراض‌هایی حتی از جانب علمای شیعه شده است. در قرون اخیر، خصوصا از وقتی ذکر حوادث کربلا به صورت یک شغل و حرفه درآمد و صنف خاصی به عنوان ذاکر و روضه خوان عهده‌دار نقل گزارش حوادث کربلا شدند، دایره روایات جعلی و ضعیف هم روزبه‌روز وسیع‌تر شد.

  • #اینتِرنال‌آدِر