:: لِوموت ::

فَردا که نَیامَده‌سْت بابا، وِجداناً فَریاد مَکُنْ! خُب؟
بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

وجود کتمان‌ناپذیر پائولا

پنجشنبه ۶ دی ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۲ ب.ظ

نقد خواندن، بعد از تماشای یک فیلم چه کلاسیک و چه امروزی واقعا لذت‌بخش است. البته که اگر بلافاصله بعد از تماشای فیلم باشد فوق‎العاده است و اگر آن فیلم، کلاسیک باشد که دیگر بهترین و مفیدترین تفریح عالم خواهد بود. تصور کن نشسته‌ای یک فیلم را تماشا کرده‌ای و بعد یک آدم دیگر که او هم گویی با تو همراهی میکرده با جزئیات برایت از سکانس‌ها و دیالوگ‌ها میگوید. همینجا میشود متوجه سطح کیفیتش شد. همینجا میشود فهمید که یک فیلم خوب دیده‌ای یا وقتت را هدر داده‌ای.

مثلا فیلمی مثل «لا دولچه ویتا(زندگی شیرین)» یک کلاسیک ایتالیایی به کارگردانی و نویسندگی «فلینی» و بازی «ماسترویانی» را در نظر بگیریم بد نیست. وقتی نقدها را میخوانی متوجه میشوی که احساست در لحظه‌به‌لحظه‌ی آن فلیم دقیقا همان چیزی بوده که منتقد میگوید. او هم مثل تو آخرین لحظات فیلم را در پاکی پائولا پس از فساد و تباهی مارچلو در آن مهمانی احمقانه‌ی ویلای ساحلی گذرانده. فلینی بزرگ، هنرمندانه کاری که میخواسته با مخاطب بکند را کرده و ماسترویانی از پس همه چیز برآمده. او پاپاراتزی را در ادبیات جهان با «پاپاراتزو» جاودانه کرده. اگر خواسته غم بیافریند، آفریده. اگر خواسته حرصت را در بیاورد و بعد دلت را خنک کند، کرده. اگر خواسته عصبی‌ات کند و بعد هنرمندانه باز دلت را خنک کند، دوباره و چندباره موفق شده. اگر خواسته عدم تعادل روانی را نشانت بدهد، این کار را چندین و چند بار کرده تا بالاخره متوجهش بشوی. اگر خواسته بگوید این‌ها همه حرف مفت میزنند، گفته و تو هم تاییدش کردی. اگر خواسته بدبینی‌اش نسبت به مسئله‌ای را نشان بدهد، تو را هم بدبین کرده. اگر خواسته تباهی و فساد را نشانت بدهد، در لحظه به لحظه‌ی فیلم با این فساد، آزارت داده و عجب که در نهایت به تو میفهماند که به هر حال دنیا زیبایی‌ها، لبخندها، پاکی‌ها و شیرینی‌های خودش را هم دارد. او تو را در انتهای فیلم رها نمیکند تا بروی گورت را میان آن همه فساد و گم‌گشتگی و سرگردانی که به تصویر کشیده گم کنی. او تو را مثل «اصغر فرهادی» زمین گیر نمیکند و بر سرت نمیکوید. از عالم و آدم متنفرت نمیکند.

بله، فلینی درست در لحظه‌ای که از همه چیز ناامید شده‌ای، هیولای مرده‌ای را در ساحل کنار آدم‌های ابله و مزخرف‌ دیده‌ای و راه رهایی جز خودکشی نمیابی، پاکی و شیرینی دنیا را به رخ میکشاند تا وقتی از فیلم جدا شدی، آدم پخته‌تری باشی. 

میدانی اصلا فلینی نمیگذارد به همراه «مارچلو» بیشتر در فساد فرو بروی. او تو را در لبخند شیرین «پائولا» تمام میکند و مصرانه میخواهد که شیرینی زندگی را لمس کنی. من فکر میکنم برای همین نام فیلم را لا دولچه‌ ویتا یا زندگی شیرین گذاشته. بله برای همین.


دقیقا همزمان که  این متن را مینوشتم، احتمالا چند کیلومتر آن طرف تر، مرد دیگری در مورد این فیلم مینوشته:

LA DOLCE ViTA 1960

  • ۹۷/۱۰/۰۶
  • #اینتِرنال‌آدِر

سینما

دیدگاه‌ها  (۶)

یعنی مربوط به تله پاتی هست؟ !
من این تله پاتی رو آورد چسبوندم به ته پستم که یادم بمونه. :)
باور میشه وقتی داشتم همزمان از لا دولچه ویتا می نوشتم هی اصغر فرهادی و تنفری که نسبت به فیلماش دارم تو ذهنم میومد !؟ این عجیب تره نه؟
چرا نشه؟! طبیعی مگه نیست؟ :))
کلا روزم ساخته شد (:
کارخانه‌ی روزسازی. :)
  • سراسر گنگ
  • خیلی خوبه که خوب فیلم می بینی .

    وبلاگ خوبی هم معرفی کردی
    خیلی خوبه که همیشه اینجا رو میخونی. :) 
    دمت گرم!
  • چوگویک ...
  • من ارور دادم =)) نیست موضوع پست‌هاتون یکی بود :دی ارور دادم که من که الان اینو دیدم گفتم فیلمه حال ندارم نخوندم چرا باز وارد صفحه شدم که دیدم بله تو نیستی :دی
    + راستی شما‌ آمارت خوبه؟ یه سوال بسیور ساده آماری دارم درمورد چندک‌ها :دی
    بنده اصولا با آمار مشکل دارم. برداشته علم جامعه‌شناسی رو تبدیل به یک شغل به درد نخور کرده. :)
  • چوگویک ...
  • :دی
    واقعا چیز چرتیه :/
    اعصاب آدم رو میتونه گاهی خیلی خرد کنه.

    آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی