:: لِوموت ::

فَردا که نَیامَده‌سْت بابا، وِجداناً فَریاد مَکُنْ! خُب؟
بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

عوض شدم، نه؟

چهارشنبه ۲۸ آذر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۴ ق.ظ

۱.
داره به من چی میگه؟ هر غلطی میخواد میکنه بعد میگه فکر میکردم روشن‌تر باشی. با تو نیستم؟ توروخدا از تبلتت بیا بیرون! تو رو آوردم حرفای مارو قضاوت کنی. - بهتر نبود یه دانشجوی حقوقی چیزی پیدا میکردی واسه قضاوت؟ من اومده بودم اینجا یه کاپوچینوی زهرماری بخورم که تو اومدی. خودم از اول اینجا بودم. - باشه، حالا بهم بگو این پدرسگ داره چی میگه؟ - این پدرسگ میفرماد فکر میکرده روشن‌تر باشی دیگه. روشن‌تر باش! با یک عشق نیمه افلاطونی رهاش کن بره پی زندگیش. نمیفهمیش. منم نمیفهممش. احتمالا داره اشتباه میکنه. خب هرکاری کنی بازم به اشتباهش ادامه میده چون اون فکر نمیکنه که احتمالا داره اشتباه میکنه. نسل عجیبی هستیم. کاری که میتونی بکنی اینه که بگی گور پدرش. البته پدرش احتمالا آدم خوبیه. دختراشون رو خوب تربیت نمیکنن. پرنسس‌های پارسی. مدعیان حقوق زن، بزرگ‌ترین پایمال‌کننده‌های حقوق زن، همه اضداد او در یک زمان جمع. آدم حسابی بار نمیان. ببین چطوره بریم از ایتالیایی فرانسه‌ای انگلیسی جایی زن بگیریم؟ اونا خوب چیزایین. فاک، شِت،‌ لعنت، ...[غیرقابل ترجمه] باختم دوباره. این رالیه فایده نداره. حال نمیده. - مسخره کردی؟ - زیاد سیگار کشیدی، لبات سیاه شده. - کی میری دماوند؟ - اواخر دی یا اوایل بهمن یا وسطای بهمن. معلوم نیست. - میشه منم بیام خودم رو از یه جایی پرت کنم پایین؟ خسته شدم. - چرا نمیشه؟ وجدانا من جای تو بودم خودم رو حلق‌آویز میکردم بابا. خیلی سخته! یه دختر به آدم بگه فکر میکردم روشن‌تر باشی و فکرت مریضه و اینا. یا پوتین رضا میرپنج. چطور زنده‌ای؟ نچ نچ نچ. - سیگار نداری؟ - با فندک نقره‌ای؟ من موهام سفید میشه، تو لبات سیاه میشه. با مجسمه‌ی پوتینای رضا میرپنج عکس گرفتی؟ یک حرکت لاکچری محسوب میشه. بیا بریم یه بار سلفی بگیریم باهاشون.

۲.
شما مگه قرار نبود ازدواج کنید با هم و این داستانا؟ بهش گفتی فکر میکردم روشن‌تر باشی؟ لامپ دویستی چیزی میخوای بهش وصل کنیم؟ به کجاش وصل کنیم حالا؟ - آره، قرار بود. خب؟ - بود ماضی بعیده. - گفته بهت که بهش چی گفتم؟ باید همونارو تکرار کنم؟ - اوهو! میتونی تکرار کنی؟ جلوی اون میتونی حرف بزنی و دست بالارو بگیری ولی بدون که نمیذارم همونارو جلوی من بگی و بعدم راحت راهتو بکشی بری. فکرت خائنه. فکر خائنت رو از زندگی رفیق من بکش بیرون و بعد برو! - چرا انقد بی‌ادب شدی؟ یعنی چی؟ - همین که شنیدی. هرکسی بخواد رفیقم رو اذیت کنه، لهش میکنم. داری به صورت تدریجی و آروم آروم به کشتنش میدی. زودتر راحتش کن. بهتره  با همون دوستای خوش ترکیبت... - چی؟ - هیچی. دوستات خیلی زیبا هستن. - پس تو بهش گفتی؟ - نخیر. من فقط میدونم چکار میکنی. به کسی نگفتم. خودش بو برده. تابلویی. اما میدونی؟ من از همه خوشحال‌ترم که قراره راحت بشه از دستت. تو قدوقواره‌ت به اون نمیخوره. شما همه لیاقتتون آدمای ترسو و بی‌شرفه. همه. سرنوشت همه‌ی برده‌های عالم از ابتدا تا انتها.

۳.
ببینم تو محیا رو دوست داری؟ - محیا؟ - همون دختر خانومی که میگی تو کلاس فرانسه دیدیش و بعد فهمیدی تو دانشگاه خودمونه. - من نفهمیدم، خودش گفت جلسه‌ی دوم کلاس. معنای محیا زندگی و حیاته. «محیای و مماتی» شنیدی؟ یکی از آیه‌های قرآنم هست. با «سواء محیاهم» شروع میشه. آره، یه همچین چیزایی فکر کنم. - عادتته بحث رو انقدر بپیچونی و سختش کنی که طرف مقابلت گیج و منگ میشه و فکر میکنه داری اسکلش میکنی. با دختر خانومه اینجوری نکنی یه وقت. از دست میره‌. - آره، شاید. - عجب خریه! اصلا حواست به من هست؟ بیا بیرون از تبلتت. - چرا هروقت من سرم با این گرمه میای اوقات خوشم رو به فضاحت و فساد و رسوایی میکشی بز کوهی؟ یه رالی نصب کردم بی‌نظیره. میخوای نشونت بدم؟ - دوستش داری؟ - خیلی. خصوصا اینکه آفلاینه. بنزینتم تموم نمیشه و این مسخره بازیا. -محیا رو میگم امیرحسین. حوصله‌ی مسخره بازیات رو ندارم. - ربطی نداره. من فقط سر کلاس دیدیمش. - یه بارم باهاش کافه رفتی دیگه. همین چندوقت پیش. - آره. - خب کافه که میری یعنی چی؟ - با تو هم کافه میرم دیگه. لعبتی هم هستی بزرگوار. لعبتک منی تو، میدونستی؟ - اونوقت که باید جدی باشی، بامزه میشی. وقتی باید بامزه باشی، جدی میشی. دوستش داری امیر؟ - جدیم ولی. به پیشنهادم فکر کن! سپس اینکه نه، پسرم. من فقط تو کلاس دیدمش و سرم به کار خودمه. کاری به کسی ندارم. حوصله هم ندارم. خصوصا حوصله‌ی همچین اتفاقاتی رو. خب؟ تو چه فضولی. انقدر با دخترا میگردی روحیاتت داره کم‌کم عوض میشه. شبیه دخترا شده سوالاتت. بیا از ...[غیرقابل ترجمه] صحبت کنیم. نیک تر نیست؟ - ببین چه بی‌شعوری. - به هرحال. میتونی به تماشای رالی بازی کردن من هم بپردازی و لذتی ببری.

  • ۹۷/۰۹/۲۸
  • #اینتِرنال‌آدِر

آدم‌های مسخره

دیدگاه‌ها  (۲۸)

کاش همه درک بهتری از زندگی و روابط داشتیم. 
انگار شما داری. خوشا به حالت...
این پست هم از اوناییه که بعدا عدم انتشار میخوره؟
پستایی که نصفه شبا نوشته میشن عدم انتشار میخورن، نه؟ تا حالا خودم متوجهش نبودم.
=)))
اون قسمت اول منو یاد استاد رپ انداخت چون رفیق غول مهربونه :/ کلی به جون من غر میزد رفیقمو اذیت نکنیا ولی یه فرقی داشت اون با تو وقتی رفیقش عصبیم کرد و ترکوندمش قول خاصی نداشتیم :) وقتیم خواست حرف بزنه یک چشم غره نصیبش شد لال شد :دی
و اینکه بازی رالی آفلاین خیلی چیز خوبیه اسمشو بگو لطفا با تشکر امضا یک عدد معتاد به بازی :))
اذیت کردن داریم تا اذیت کردن. این فقط یه اذیت کردن ساده نبوده، ترمیناتوری عمل کردن بوده.
street racing 3D
  • آقاگل ‌‌
  • اون سمتا فقط یه سالن هست که سالن ورزشیه. خیلی هم اون سمت نیست تازه. سمت چارراه میشه. یه سالنم نزدیک خونۀ ماست. اون بهتره. کدومش رو بسپارم؟ 
    والیبال یا فوتبال؟

    سالن ورزشیم نباشه! :|
    اسم آهنگ چیه؟
    پیداش نکردم!
    اسمشو یا خودشو؟
    آهنگ رو با سرچ متن پیدا نکردم بنابراین اسمشو میخوام:|
    پس جوینده یابنده بُود!
    بگید نمیدونید دیگه:/
    تصور کنید نمیدونم خب! برای اعصاب بهترم هست اتفاقا.
    آره خب قبول دارم اذیت کردن داریم تا اذیت کردن نبود من تو زندگی اون و بالعکس نهایت یک روز اذیت شدن داشت... ولی تجربه اذیت شدن واقعی رو هم داشتم... کاش آدما بفهمن کسی که واقعا عاشق باشه خیلی بی دفاع و مظلوم میشه تهشم هر چقدر بشکنه نمیتونه متنفر هم بشه یا بیتفاوت فقط میسوزه هیچ پماد و مسکنیم جواب نمیده...
    مرسی برای اسم بازی
    نباید اونجوری عاشق یه آدم شد. اصلا نباید به آدمی دل بست. اونوقت پیوسته پماد لازمی!
    من از کودکی با سعدی بزرگ شدم. اولین کتاب شعری که بابام برای خود خود خودم خرید، بوستان سعدی بود. خودش مولانا دوست داشت. مولانا من رو بدبخت کرد. :) سعدی احیا کرد. فرزند سعدی‌ام پس.
    همون سعدی حکیم، مدح و ستایش شمس الدین محمد جوینی صاحب دیوان رو اینجوری شروع میکنه:
    به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار / که بر و بحر فراخست و آدمی بسیار
    همیشه بر سگ شهری جفا و سنگ آید / از آنکه چون سگ صیدی نمی‌رود به شکار
    نه در جهان گل رویی و سبزهٔ زنخیست / درختها همه سبزند و بوستان گلزار 
    چو ماکیان به در خانه چند بینی جور؟ / چرا سفر نکنی چون کبوتر طیار
     ازین درخت چو بلبل بر آن درخت نشین / به دام دل چه فرومانده‌ای چو بوتیمار؟
     زمین لگد خورد از گاو و خر به علت آن / که ساکنست نه مانند آسمان دوار
     گرت هزار بدیع‌الجمال پیش آید / ببین و بگذر و خاطر به هیچ کس مسپار 
    مخالط همه کس باش تا بخندی خوش / نه پای‌بند یکی کز غمش بگریی زار 
    به خد اطلس اگر وقتی التفات کنی / به قدر کن که نه اطلس کمست در بازار
    پیدا کردم خودم:| یه آهنگه دیگه:/چقدر خسیس!
    گفتم که یابنده ست. آهنگ کلاسیک معروفیه.
    الان دیگه دیره برای من :) دل رو بستم رفته... خیلی ساله که دل بستم و سه سال بیشتره نبودش داره جگرمو میسوزونه و در تلاشم با رفتار به ظاهر بچگانه و شیطنت غم نبودشو پنهان کنم...
    از این به بعد هم بخوام هم نمیتونم واقعی دل ببندم این رو تجربه میگه... توی این سه سال یک نفر وارد زندگیم شد فکر کردم باز دارم عاشق میشم ولی یه جایی دلمو زد دلشو زدم جدا شدیم و با وجود ارتباط دو ساله اذیت نشدیم چون عشقی نبود دل و روحی نبود توی من که عشقی باشه...
    سخت میگیرید به خودتون و تهش بازنده شما هستید. :) به بازنده بودن عادت نکنید!
  • פـریـر بانو
  • چه خوب بود خط روایی و جمله‌ها! 

    @ روگ‌آ 
    کنار فایل آهنگ یه سه‌نقطه هست. می‌زدی روش و بارگیری می‌کردی و اسم آهنگ هم می‌اومد. نیازی نبود به خودت سخت بگیری. :دی
    چقدر خوب که خوب بوده. :)
    دقت کمه! 
    بله خیلی معروف! حتی فرهاد خودمونم خونده که باید عی بابا!!
    @حریر
    میدونم میدونم ولی با مرورگر گوشی نمیشه یعنی اون سه نقطه نیست:)

    دقت کم نیست! توضیح دادم:| #زود_قضاوت_نکنیم
    دقت که کمه. خیلی کمه!
    خواننده های وطنی غیر از اونایی که سنتی میخونن عموما قیمه ها رو میریزن تو ماستا. خیلی لطف کردم بهشون که گفتم عموما؛ باید میگفتم همگی که خب دیگه.
    اتفاقا آدم سختگیری نیستم :)
    ولی الان سالهاست افسار دلم دست من نیست...
    سال هاست به دلتون سخت گرفتید و فکر کردید سخت گیر نیستید. 
    به هرحال!
    همینطوره. متوجه باشید دیگه.


    @ حریر بانو: منم با هیچ مرورگری هیچ سه نقطه ای نمیبینم. 
  • פـریـر بانو
  • @روگ‌آ
    آخه من هم با گوشی اومدم و سه نقطه‌اش هست. واسه همین گفتم. :)
    شاید :)
    نمیدونم واقعا
    :)
    @حریر تو خیلی شاخی دختر:|

    با این سه تقطه محتوای پست رو به قهقرا بردیم:/

    موافقم! عجیب شلم شوربا میسازن این خوانندگان وطنی خود بووق پندار! (اثطلاح اصفهانی مورد نظر را حایگزین کنید!)
    اثطلاح؟ :|
    @ای کسانی که درگیر اون سه نقطه هستید

    گوشی منم از اون پیشرفته‌هاااااست! منم سه نقطه می‌بینم :)

    + گرچه کلا آهنگ‌های اینجا رو گوش نمیدم، از بس چیزای عجیب غریب بلغور می‌کنن!
    یه بار گوش دادنش بد نیست. :)
    اشتباه تایپی صورت داد:/ چه خبرتونه://
    عجب!
  • مــحــدثــه ...
  • مدعیان حقوق زن، بزرگ‌ترین پایمال‌کننده‌های حقوق زن.

    یه روز درباره این مسئله یه پست می‌نویسین لطفا؟ اگه دوست داشتین البته. خیلی دوست دارم دیدگاه شما رو در رابطه با این قضیه بخونم.
    نوشتن در موردش خیلی دردسرسازه. :)
  • سراسر گنگ
  • یاد اون فیلمه فیلادم که شهاب حسینی رفت مرده شور شد.
    چرا؟!
  • مــحــدثــه ...
  • آره حدس می‌زنم. خب کامنت‌ها رو ببندید و همه رو از دم بلاک کنید که حتی تو خصوصی هم نظر نذارن براتون :))
    چرا انقد به خودم دردسر بدم؟!  اگه بخوام بنویسم که از کسی نمیترسم. اما حوصله ش رو ندارم.
  • کامنت های نگارنده نیاری به نام ندارد
  • سیریسلی! حالا سوال پستای اینجا _ که خیلی ریز و دقیق نخوندمشون و شاید امشب اگر بتونم بخونم_ این حجم فعالیت و کامنت گذاری در بلاگ های دیگه ات امیرحسین جان! انقدر متحیرم میکنه که تقریبا شک میکنم به اینکه اینجا واقعا یه نویسنده داشته باشه! خودتی که فعال شدی انقدر؟:) بابا خوشبحال اونایی که الان هستن پس! 
    نمیشد در روزگاری که ما هم قلمی میجنباندیم فعالیت ها به همین اندازه بود؟ اقا حساب نیست خب!:) من درخواست ویدیو چک دارم حتی
    با عنوان پست هم میخونه دیگه. هر سال من با سال قبلم خیلی متفاوته. :)
  • کامنت های نگارنده نیاری به نام ندارد
  • بعد از خواندن پست:نه حتی سیریسلی نوع نگارش پست ها هم بسیار متفاوت شده! حدس احتمالیم اینه که تاریخ پست هام باید نزدیک هم باشه و فعالیت زیاد! کم سعادتی ما بوده گویا اقا! :) 
    بعدم اینکه جسارت به ساحت مقدس قلمتون نباشه، یه شباهت های مویرگی حس کردم بین این پست و بعضی نوشته هام! بین گپ های سامانی و خب یه سری واژه های شت و کاف و اینا که حالا خیلی به عنوان شباهت نیکویی نمیشه ازش یاد کرد 


    +حتی جواب دادن به کامنتا هم مدلش فرق کرده! کم سعادتیم اقا کم سعادتیم:) 
    فحش کاف نبودش! بود؟! 
    جواب به کامنت ها چه فرقی کرده؟ :)
    جدا از متن از جمله اش خیلی خوشم اومد
     :مدعیان حقوق زن، بزرگ‌ترین پایمال‌کننده‌های حقوق زن

    [ برگرفته از وبلاگ لِوموت (levmoth.blog.ir) ]

    چرا خوشتون اومد؟
    اول عنوان پست کشوند من رو سمت ای نوشته عوض شدن 
    تغییر کردنت 
    گذرم به اولین کامنت که خورد فهمیدم 
    امیرحسین جان من و به فکر فرو بردی این تغییر لازمه داخل همه ی ارکان زندگی به خصوص اینجا که خونه ی افکارته
     این موضوع جذابیت محتوای تولیدیت رو برام دو چندان کرد
    ممنون که لوموت رو میخونید. :) هرچند از منظر نویسنده‌ش ارزش خوندن نداره و داره وقت شما رو تلف میکنه.
    همه ما ادعا داریم که حمایت کنندگان حقوق زنانیم هممون از تبعیض ها و غیره مینالیم ولی وقتی پاش میرسه جا میزنیم همون ادمای احمقی بودیم میمونیم وحرفای قبلیمونو یادمون ماها خودمون بدترازهمه حقوق خودمونو پایمال میکنیم (!:
    همون چیزی بود که من ترجیح دادم بازش نکنم. خلاصه و مفید گفتیدش. :)
    شما قبلا هشت حرفی رو میخوندید نه؟
    شما هشت حرفی هستین؟
    گاهی میخوندم ولی نه خیلی.
    هشت حرفی بودم. :) 
    منم ترجیح میدادم موهام سفید شه
    دوست داشتنیه :)

    آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">