:: لِوموت ::

فَردا که نَیامَده‌سْت بابا، وِجداناً فَریاد مَکُنْ! خُب؟
بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

قفلی زدن

دوشنبه ۵ آذر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۳ ق.ظ

بله، بدین‌سان تنها بودن هم جالب نیست. بهتر است اسمش را تنهایی نگذارم. انسان، آنگاه تنها می‌شود که می‌رود گوشه‌ای از دنیا مثل یک کویر، مثل یک کوه یا مثل هرجایی از طبیعت که دوستش داشته باشد، مینشیند و در آن بکری مطلق با خودش تنها می‌شود.

خب این هم از مشکل جدید. تعریفم از تنهایی را گفتم و مکتوب هم کردم.  یک دردسر نو برای خود ساختم. هر بار هم خودم می‌کنم این کار را که لعنت بر خودم و افکارم. حالا هروقت کسی از تنهایی حرف بزند باید برایم تعریفش کند و بعد من تعریفی که فکر می‌کنم درست است را برایش بگویم و اگر نتوانست نقضش کند، سخت پافشاری کنم که واژه‌اش را تغییر دهد. این خاصیت من بودنِ من است و نمیدانستم این ویژگی برای همه‌ی آدم‌هایی که شبیهَم هستند هم صدق میکند.

بله، شوربختانه داشتم می‌گفتم. بدین‌سان بی‌کس بودن هم جالب نیست. بهتر است اسمش را بی‌کسی نگذارم. انسان، آنگاه بی‌کس می‌شود که واقعا بی‌کس باشد. خب این اصلا صحیح نیست. درست است که من هم مثل همه‌ی شما که این واژه‌ها را می‌خوانید خانواده‌ی عقب‌افتاده‌ای دارم؛ اما، دوستان خوبی دارم که احتمالا می‌فهمند. انصاف نیست که بی‌مروتی آن‌ها را به پای این‌ها هم بگذارم. چه معنی دارد؟ 

بهتر است بگویم بدین‌سان خالی بودن هم جالب نیست. تنها مزیتش این است که نیمه‌شب راحت پا روی پا می‌اندازم. کاپوچینویی که با عشقی سرشار برای خودم ساخته‌ام را با تکه‌ای کیک شکلاتی می‌نوشم. پشت لپ‌تاپ می‌نشینم و قفلی میزنم*.  پیوسته ترِید می‌کنم. گهگاهی کامی از پیپ می‌گیرم. موزیک گوش می‌دهم. حتی گاهی به سرم می‌زند و به بعضی دوستانم فکر می‌کنم که فردا باید صبح زود بیدار شوند و بروند زیر دست یک آدم ناحسابی جان بکنند. همین. البته کسی هم نیست که گیر بدهد. کسی نیست که اذیتم کند. کسی نیست که اعصابم را آنقدر بهم بریزد که تمام معاملاتم منفی شوند. کسی نیست که نفهمد چه می‌گویم. کسی نیست که نفهمم چه بلغور می‌کند. کسی نیست که بزرگ‌ترین فکرها و کارهایم را با تحقیر نگاه کند. درد می‌کند جای همه‌ی روزهای گذشته. به درک! 

اصفهان.

فردا باید به اصفهان برگردم. یادم باشد که بروم پیش مجید تا روغن موتور و واسکازین و هیدرولیک نِهرو را عوض کند. یادم باشد که موقع تعویض روغن به  آرش زنگ بزنم تا نیم کیلو میکس مدیوم برایم آسیاب کند. یادم باشد که بروم آمادگاه، پیش ایمان. یادم باشد که باید به دفتر حزب هم بروم. یادم باشد که طرف پل آذر و عباس‌آباد نروم. یادم باشد سازمان عدالت‌وآزادی هم برنامه دارند.

عجب! واقعا داشت یادم میرفت. مجید باید فیلترها را هم عوض کند. از این به بعد فیلتر بنزین را هم هر سه هزارتا عوض میکنم. اینطور فایده ندارد.

* قفلی که میزنی، یعنی بی‌اختیار کاری را میکنی که نمی‌توانی نکنی. دِلَتْ می‌خواهَدْ بُکُنی آنْ کارْ را.

  • ۹۷/۰۹/۰۵
  • #اینتِرنال‌آدِر

آدم‌های مسخره

آپارتمان شماره 22

رنج

دیدگاه‌ها  (۱۲)

پس حزبی هستی؟ از اولشم مشخص بود...
اون آلمان های نازی هم تو لوگو مشخص میکنه کدوم حزب!
واسکازین رو بدون مطالعه عوض نکن.....حتما حتما مناسب باید باشه...با روغن موتور خیلی فرق میکنه
روغن موتور هم حتما حتما باید مناسب باشه. مجید کارشو خوب بلده و منم میسپرم همه چیز رو به رفیقی که کاربلده. 
حس کردم دارم یه صفحه تاریخی میخونم :/ من که از این حزب و حزب بازی خوشم نیومد هیچ وقت چون محدودیت میاره بعد همه ی تفکرات و باورهای حزب ها درست نیست
چرا یک صفحه ی تاریخی؟
لحن پست
فرق میکرد با بقیه‌ی نوشته‌ها مگه؟
بله
شایدم حس من فرق می‌کرد 
هَشت حَرفی رو نمی‌خوندید؟
نه :) 
چه شانسی آوردید پس.
چطور؟ 
همینطور که اینجا خزغبل میگم، اونجا خیلی بیشتر می گفتم.
خزعبل چیه :/ هر کس مجازه هر چی دوست داره بنویسه اسمش هم خزعبل نیست
پس من مجازم به اراجیف خودم بگم خزعبل.
تونستن که میشه :)) ولی چه کاریه خود زنی کردن آخه با خودت دوست باش بابا
مشخص نیست من دیوانه و عاشق و شیفته ی خودمم؟
نه چندان
میدونید یکی از ویژگی های آدم های خود شیفته اینه که گاهی بی اختیار و به شدت، در مقابل دیگران، خودشون رو زیر سوال میبرن و به خاک و خون میکشن؟
نه :))
چه عجیب :/
آدم نرمال که از این کارا نمیکنه. این وبلاگ پره از این آن نرمالی های ابلهانه‌ی من.
:دی
ولی جالبه :دی
برای من جای شکر داره حتی دیوانه تر از خودم ندیده بودم که شکر خدا دیدم :))
پیدا کردید.
مگه روزها ۲۴ ساعت نیست؟
چطور انقد وقت دارید:|
متوجه نشدم.

آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی