:: لِوموت ::

فَردا که نَیامَده‌سْت بابا، وِجداناً فَریاد مَکُنْ! خُب؟
بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

تنفر

پنجشنبه ۲۴ آبان ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۲ ق.ظ

سه یا چهار سال پیش در هَشت‌حَرفی نوجوان نوشتم که هیچگاه از هیچکس و هیچ‌چیز متنفر نبوده‌ام.

حالا در لِوْموت جوان مینویسم که:

تنفر قوی‌ترین و تجدیدپذیر‌ترین منبع انرژی و احساس آدمی ست.

از بعضی فیلم‌ها حالم به هم میخورد، از بعضی موزیک‌ها همینطور، کتاب‌ها، ماشین‌ها، خوردنی‌ها.

از بعضی آدم‌ها متنفرم. شاید مقابلشان روی بیاورم به دورویی و نفاق تا آن‌ها فکر کنند که بسیار دوستشان دارم. شاید اصلا از واژه‌های محبت‌آمیز هم استفاده کنم؛ اما، پیوسته مغزم در تلاش است که عملا تنفرش را نشان دهد. بی صدا، موقر، پرقدرت و بدون اجاره‌ی نفس کشیدن.

بله، گاهی ادای آدم‌های خوب را در آوردم و می‌آورم؛ ولی، ابدا آدمِ خوبی نبوده‌ام و نیستم. بخشنده نیستم و سخت انتقام میگیرم. آرامشِ درونی‌ِ جنگلِ جانم، چهره‌ و صدای سهل‌انگارم، سرچشمه‌ای دارد که همان تنفر است.

  • ۹۷/۰۸/۲۴
  • #اینتِرنال‌آدِر

آدم‌های مسخره

دیدگاه‌ها  (۱۲)

بازم میگم تنفر آدمو خسته و فرسوده میکنه به مرور.
اگر اینجوری باشه، کار خودش رو کرده تا به الان.
خب چرا ادامه میدید پس؟
چون منم.
زیاد بلاتکلیف به نظر نمی رسید. فرسوده بیشتر.
فقط حس شخصیمه البته. هرچندکه احتمال اشتباهش رو درمورد شما می دم.
نوشته ها بک گراند های متفاوتی دارن. ده بار نوشته شدن و پاک شدن. انقدر نوشته شدن و پاک شدن تا بشه خوندشون. هربار نوشتن و پاک کردنشون میتونه یکی از ال‌ای‌دی های تصویر رنگی آدم رو بسوزونه.
میتونه تهش یه تصویر فرسوده بده به مخاطب پس.
قطعا که تا می نویسید خواننده ی اینجا خواهم بود.
ممنونم از لطفتون. :)
دلیل قانع کننده‌ای نیست ولیکن خب باشه!
به غایت قانع کننده ست.
قبل این پست داشتم پرتو نگاه میکردم حس کردم بعدا ممکنه حتی شبیه پدربزرگت بشی . 
چی رو نگاه میکردی؟ :|
پروفایلت
خب؟ چه ارتباطی دارن؟
به چهرت دقت کردم حس کردم مثل پدربزرگت میشی
اسیر شدیم. :|
  • آسـوکـآ آآ
  • چقدر ترسناکه این چهره تون...
    آدما اغلبشون فکر میکنن که اینجوری نیست. :)
    درد عمیقی تو این نوشته نهفته ست...
    شاید. :)
    تا جایی که یادمه دوست داشتن نیرومحرکهء قویتری بوده برای من. چیزهایی و کسانی هست که ازشون متنفرم. ولی انرژی ناشی از نفرت، هرز میشه و حرکت مفیدی نمی سازه. 

    ...شایدم بلد نیستم به کارش ببرم. 
    از کجا میدونید نفرت از چیزی باعث دوست داشتن چیز دیگه ای نشده؟
    از اینجا که دلایل و انگیزه های دوست داشتنها و نفرتها مستقل اند از هم. 
     این حالت هم ممکنه پیش بیاد. ولی این دوست داشتنه هم حرکت مفیدی نمی سازه. 
    معتقدم هر دوست داشتنی از نفرتی برانگیخته میشه. این دو قطبیه که شمارو سوق میده به سمت دوست داشتن نه صرفا خود دوست داشتن.

    آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">