:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

عجیب لذتی هم

جمعه ۱۸ آبان ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۳ ب.ظ

صبح‌های جمعه، ساعت هفت، بیدار میشوم و بدون اینکه دست و صورتم را بشویم و از این لوس‌بازی‌ها در بیاورم، به این می‌اندیشم که الان صبحانه چه چیزی زهرمار کنم که در طول هفته نخورده باشم؟ عجیب است که هر دفعه به این نتیجه میرسم که باید املتی را بخورم که در طول هفته هر شب به عنوان شام میخوردم. پس املت میخورم. املت گوجه فرنگی یا پنیر. بعد که خوردم و تمام شد و ظرف‌هایش را شستم، به این می اندیشم که خب حالا چه کنم پس؟ املت را هم که خوردم پس حالا چه غلطی باید کرد؟

نتیجه‌ی تمام اندیشه‌های عمیق و بالا پایین کردن‌ها این میشود که بروم و تمپلیت‌هایی جدید براساس حمایت/مقاومت‌های  معاملاتم بسازم برای طول هفته. واعجبا که هردفعه که میروم این کار را بکنم متوجه میشوم که امروز جمعه است و خارجی‌ها جمعه‌هایشان تعطیل نیست و معاملات بازم فعال مانده‌اند. به واقع این کار را شنبه‌ها صورت میدهم نه جمعه‌ها و به همین سبب یک موزیک لایت پلی میکنم و میروم و لعنت میفرستم. آدم انقدر اَبله؟

باز که می‌اندیشم، نوبت به تهیه‌ی یک نوشیدنی کافئین‌دار میرسد. گزینه‌های زیادی ندارم جز چای، تُرک، اسپرسو و کاپوچینو. البته که دستگاه قهوه ساز و سوسول‌بازی ندارم. برای ساخت تُرک از جذوه‌ی مسی دونفره‌ام استفاده میکنم، در این زمینه استادم. ادعای خدایی در ساخت قهوه تُرک دارم. برگردیم که به افلاطون یک جورهایی  تُرک من همان آیدوس افلاطونی ست. برای ساخت اسپرسو از موکاپات دونفره‌ام استفاده میکنم که خب بدک نیست. برای ساخت کاپوچینو از موکاپات برای قهوه‌اش و از پرس‌پات دونفره‌ام برای تهیه ی فوم شیر استفاده میکنم و بعد هم کمی شکلات خرد میکنم و میپاشم رویش و فکر میکنم که عجب کاپوچینوی دست ساز درجه یکی ساخته‌ام و بعدتر، رقم زدن این فاجعه در عرصه‌ی سرو نوشیدنی را به خودم تبریک میگویم. 

این همه دو نفره که نوشته‌ام دلیل خاصی هم ندارد. نوشتم که مثلا بگویم بله همه‌ی این ها دو نفره‌اند و تو کجایی که نیستی حمّال؟ خیر. ظاهر و باطن قضیه این نیست. تک نفره که پیدا نمیشود. کوچک‌ترینی که قیمتش مناسب باشد و جنسش هم خوب باشد میشود همین دو نفره‌ها. پس به نظر نمیرسد ناخوداگاهم دنبال این بازی‌ها باشد. اجبار بوده.

بله داشتم میگفتم، با آن نوشیدنی کافئین‌دار مینشینم جلوی کنسول بازی روی کاناپه و تصویر بالا را می‌آورم و یک سره رالی میزنم و فحاشی میکنم. همین امروز که به صورت آنلاین وارد بازی شده بودم، یک ژاپنی بی‌پدر، دم آخر آمد سبقت گرفت. من و اتومبیلم هِنری، چهارم شدیم. هرچه برنامه ریخته بودم که تایرهایش را با جایزه‌ی سوم شدنم تعویض کنم، دود شد و رفت هوا. خدا لعنتش کند.

تمام طول هفته را به امید همین دقیقه‌هایی که پشت فرمان این ماشین‌های الکی هستم، میگذرانم. عجیب لذتی هم دارد وجدانا.

  • ۹۷/۰۸/۱۸
  • #اینتِرنال‌آدِر

آدم‌های مسخره

آپارتمان شماره 22

دیدگاه‌ها  (۱۱)

خب شکلات صبحونه هم میشه بعنوان گزینه مدنظر بگیری
تا حالا تجربه بازی انلاین پشت ماشین های الکی نداشتم اما اینجور که شما توصیف کردی ناخوداگاه توی ذهن ما هم لذت بخش میاد
بله، اینجا هم در موردش نوشتم:

levmoth.blog.ir/1397/06/17

ممکنه شصت جای دیگه هم در موردش نوشته باشم البته.

با این اوصاف توصیه میکنم یک کافه افتتاح کنید که در آن علاوه بر انواع قهوه، بازی هم سرو بشه:))
هست دیگه. ایده رو قبلا ازش پول در آوردن لامصبا.
تکلیف منی که الان دلم شیر قهوه خواست اما شیر تو خونه نداریم و منم حوصله ندارم تا سوپری برم چیه؟ تازه الان دلم یه قهوه‌ی ترک هم خواست : )

برادر من صبح تا غروب گرفتار بازی جی‌تی‌‌آ بود، اونقدر که همش احساس میکردم تو میدون‌ مین دراز کشیدم که انقدر صدای تفنگ و تیراندازی و ... میاد، الان یه خرده از تب و تابش کم شده ولی برادرزاده‌ام هنوز نتونسته دل بکنه از این لامصب:/
سوپری هایتان برای خودشان نرم افزار تدارک ندیده اند؟ یک سوپرمارکت در نزدیکی ما هست که سایت و اَپ داره. رایگان هم هرچی بخوای میاره. از میوه تا دستمال کاغذی و بستنی!
خب چه کاریه یک هفته سپری کنی به امید چندساعت؟
یا مثلا پنجاه سال زندگی کنی برای ۵ سال در مجموع؟

اگه قرار نیست کل زندگیتو زندگی کنی فکر کنم هنوز خیلی چیزاست که باید یاد بگیری .
کار نیکی ست. من اگر پیامبر الهی هم میبودم در نهایت هر چی زندگی میکردم رو به این امید میگذروندم که قراره یه موقعی رو با گیم بگذرونم و اینکه من دیوانه وار رالی رو دوست دارم. چه به صورت واقعی و چه مجازی.
خییییلی چیزا هست که خیلیییا باید یاد بگیرن. تموم میشه مگه؟ :)
یک سری ها هم هستند فقط اینجور روند(استایل)های زندگی به مزاج روانشان می سازد،بتازی در هفته،خودت را خسته کنی،آنوقت این جمعه میشود سونای آب داغ روحت.منبسط شوی فقط.
در بیان لذت این هیجان متفاوت مطمئنم زیاده روی کردی. مقصدت همان مسیری است. نه؟ 
راستی اسب سواری هم تفریح جالبیست.پیست های زیادی هستند در تهران،نزدیک ترینش به ما برق آلستوم است.امتحانش ضرری ندارد یا مثلاً استخر هم.یا مثلاً پیاده روی هم.حتی تنیس هم.فقط آغازش سخت است.تنبلی نکن!
قلب روحت را یافته ای؟


متوجه مقصدی که ترسیم کردید نشدم.
اما اسب سواری به نظرم تفریح جالبی نیست. در عصر تکنولوژی و ماشین، با  وجود اتومبیل و دیگر وسیله های نقلیه، سوار شدن بر گرده ی یک حیوان، انسانی به نظر نمیاد و تفریح آدم حسابی ها نمیتونه باشه.
ولی خب من در طول هفته دارم آماده میشم برای سخت صعود از کوهی که میشه تو ایران داشت و چون مسئولیت هم دارم، هر عصر باشگاهم و باشگاه خودش استخر داره و از استخرش هم استفاده میکنم. به علاوهاینکه سه شنبه ها هم صعود تمرینی برای خودم گذاشتم.  تنیس رو دوست ندارم و جاش فوتبال و فوتساله و پنجشنبه ها یه سانس هست که با دوستان دانشگاهی میرم. تنبلی نمیکنم واقعا. برنامه م پره از این نظر. اتفاقا فکر میکنم باید یه مقدار سبک بشه.
اصلاحیه:
مسیری--»مسیرت
قلبت---» قلق
ممنون :)
  • احمدرضا ‌‌
  • ما نسکافه خورهای دهه هشتادی، هیچوقت لذت درست کردن قهوه اون هم بدون قهوه ساز رو درک نمی کنیم. صد البته املت را به عنوان سنتی دیرینه، از شما دهه هفتادیا پذیرفته و آن را در صبح جمعه ارج می نهیم :)
    به هرحال شما دهه هشتادی خیلی خوبی هستی نسبت به هم دهه ای هات :)
    خیر سوپری‌های ما هنوز آنقدر باکلاس نشده‌اند، باید کفش و کلاه کرده و خود تا مغازه برویم و یک پاکت شیر بخریم و به خانه بیاوریم، البته تلاشمان بر این است که گردن برادر بیاندازیم :)
    تلفنی هم کار نمیکنن یعنی؟ :|
  • آسـوکـآ آآ
  • عکس رو دیدم فکر کردم واقعیه. هنه ش منتظر بودم در مورد رالی واقعی بخونم.
    دیگه پیر شدم. :)
  • آسـوکـآ آآ
  • پس من باید فکر خونه آخرت باشم...
    همه باید باشن خب.
    در بیوی دوستی خواندم:مقصد همون مسیره.
    بی اندازه صحیح میگوید.غافل از راه، به مقصد می نگریم
    نمیتونه درباره ی من صادق باشه. :)

    آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی