:: لِوموت ::

فَردا که نَیامَده‌سْت بابا، وِجداناً فَریاد مَکُنْ! خُب؟
بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

با چاشنی مُلا

جمعه ۱۳ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۰ ب.ظ

در محل کار کیس‌های بدبخت را به بنده میسپارند. این‌هایی که نهایتا دویست تا سیصد میلیون تومان برای سرمایه‌گذاری دارند و درخواست مشاوره کرده‌اند. این بین مردی پنجاه ساله هم حضور داشت. عرض کنم که بعضی از مردها از چهل سالگی که میگذرند، تازه اصلی‌ترین دورشان را برای جهان هستی برمیدارند. جوری خدا را هم بنده نیستند که گویی عمر نوح کرده‌اند و اِندِ (End) تجربه، شناخت و تخصص در تمام امور هستند. 

آورده‌اند که مردم ولایت برای اینکه مُلانصرالدین را دست بیندازند و حالش را ببرند، روزانه زن و مرد جمع میشدند و او را در میدان شهر گیر می‌انداختند. سپس دو سکه‌ی طلا و نقره به او ارزانی میداشتند و مُلا، سکه‌ی نقره را از آن‌ها میستاند و میرفت. مردم هم میخندیدند و کیفشان کوک میشد(چه بسا یک نفر هم آن بین فیلم میگرفته). آنگاه شبانه برای هم تعریف میکردند که بله مُلانصرالدین اَبله سکه‌ی طلا و نقره را با هم میبیند؛ اما، نقره را برمیدارد. همچنان میخندیدند و برای فردا یارگیری میکردند. هر روز همین بساط به راه بود تا اینکه یکی از ریش‌سفیدان و فضلای شهر به تنگ آمد و گوشه‌ای مُلا را گیر آورد که آخر این چه حالت؟ مردحسابی سکه‌ی طلا با ارزش‌تر است، دفعه‌ی بعد طلا را بستان تا هم نفع بیشتری برده باشی و هم دیگر این مردم تو را به سخره نگیرند و مضحکه نشوی! مُلانصرالدین نگاهی به آن مرد خیرخواه انداخت و اینطور گفت:« حق با شماست؛ اما، بدان که اگر سکه‌ی طلا را بگیرم دیگر مردم  پولی نمیدهند تا ثابت کنند که من سفیهم و آن ها عاقل. آیا میدانی که با همین کلک چقدر پول درآورده‌ام؟ اگر کار حساب شده و هوشمندانه‌ای میکنی هیچ اهمیتی ندارد که دیگران تو را احمق بپندارند

بروم حالا سروقت پاراگراف اول. کمتر از دوماه پیش، بنده به آن مرد پیش‌گفته عرض کردم که سهام فلان شرکت از فلان صنعت را به میزان یازده تا پانزده درصد از کل پورتفویش خریداری کند. دلایل تکنیکال، فاندامنتال و بازاری خاص خودم را هم به ایشان گفتم و همه چیز را حساب شده و هوشمندانه دانستم. نهایتا تصمیمشان بر این شد که در این مورد خاص ما را به پشیزی نگیرند چراکه از چند نفر از دوستانشان پرسیده بودند و آن ها معتقد بودند که این اشتباه بزرگ و احمقانه‌ای ست و این جوانکِ نادان، تو را به باد خواهد داد.

از روزی که به ایشان توصیه کردم تا به امروز، قیمت هر سهم شرکت مورد نظر بالغ بر صدوبیست درصد رشد قدرتمند و منطقی داشته و بیشتر هم خواهد شد؛ اما، نه آنقدر بیشتر که در این بازه ارزش ریسک داشته باشد. مرد پنجاه ساله امروز عصر با نگارنده تماس گرفته و فرمود:« اشتباه کردم اون شرکت رو نخریدم. با همون بازده میتونی شرکتی رو بهم معرفی کنی؟»

  • ۹۷/۰۷/۱۳
  • #اینتِرنال‌آدِر

آدم‌های مسخره

دیدگاه‌ها  (۳)

به نسل جوان اعتماد کنیم یا سن فقط یک عدد است
کلیشه میفرمایید؟
  • آسـوکـآ آآ
  • ای بابا :-|
    چی شده؟!
    اینطور به نظر میرسه
    اون واژه هایی که بُلد شدن مهم ترن.

    آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی