:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

بخش سوم حیات طیبه

پنجشنبه ۱۲ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۶ ب.ظ

 
مرحوم دکتر ابراهیم یزدی و شهید دکتر چمران

[سیاست دکتر یزدی]

هویت سیاسی دکتر یزدی بر پایه‌های دو هویت پیش‌گفته، یعنی ملی و دینی، شکل گرفته است. چون این دو پایه به طور اصولی و اعتقادی بنا شده است و اصول همیشه در سنن الهی و نظام هستی ثابت و تغییرناپذیرند و آیه‌ای را که در صدر کلام آوردم (یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ... [خدا کسانى را که ایمان آورده‏‌اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏‌گرداند...] سوره‌ی ابراهیم آیه‌ی بیست‌وهفت)، متضمن همین معناست. ابراهیم هم تا پایان عمر، بر این سه هویت استوار باقی ماند و برای حفظ آن‌ها نهایت جهد خود را به کار برد و بر این سه قول ثبات یافت. وقتی انسانی توانست حیات ملی، دینی و سیاسی خود را این چنین بسازد، سازه‌ای قابل اعتماد و اتکا و مورد اطمینان می‌شود و این همان است که خدای تعالی از سه رکن اساسی ایمان، از انسان می‌طلبد؛ ایمان به خدا، ایمان به آخرت و عمل صالح.

(دکتر علی اصغر غروی، ماهنامه ایران فردا، شماره‌ی چهل‌ودو، مهرماه نودو‌هفت)

دیدگاه‌ها  (۱۶)

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.

تمدن بدلی bornos.blog.ir
عجب!
تعجب هم داره
اونوقت چرا این توهمات باعث نشده شما دست از وبلاگ داشتن و کامنت گذاشتن و قس علی هذا بکشید؟
کتابم رو مطالعه کنید متوجه می شوید
از پاسخ دادن فرار میکنید.
کتابم حجم زیادی نداره اگه چیزی رو از قلم انداخته بودم یا نکته مبهمی باقی موند بعدش درخدمتم
پاسخم رو همین جا میخوام. سوالم هم واضحه! 
اگر اینطوره که شما تو کامنت اولتون فرمودید، پس الان پشت اون سیستم و تو فضای مجازی و در سرویس دهنده ی بیان که همه نتایج همون تکنولوژی هستند، چه میکنید؟
نقل از کتاب تمدن بدلی:
    تکلیف فعلی ما در مواجهه با این تمدن چیست؟

پاسخ: بیان این مطالب برای آن نیست که بطور فردی به سوی تغییر سبک زندگی برویم. زیرا انسان موجودی اجتماعی است و اسلام جدایی و انزوا از مؤمنین را روا نمی‏دارد. در واقع هرگز رویکرد فردی و یا گروهی، عملی هم نیست زیرا بنیان‏های زندگی و معیشت ما براساس همین تمدن بنا شده و ترک ناگهانی آن بدون عزم همانی و تدریجی و تعریف دورة گذار میسر نیست.[1] حال که غالب مؤمنین آگاهی و عزم کافی را ندارند، انزوا و تکروی خود دستمایة ابلیس است. متأسفانه هم اکنون سطح فکری مسئولان و بسیاری نخبگان آنقدر نازل است که حضرات دربارة مطلوبیت یا عدم مطلوبیت محصولات تراریخته درحال بحث اند!

مواجهه ما با این فرهنگ و نظام حاکم بر اقتصاد و معیشت، از باب اکل میته است که اگر نخوریم معصیت کرده‏ایم. اگر چه در امور جزئی می‏توان برخی اصلاحات را به قدر وسع و جایگاه هر شخص انجام داد.
حال فایده این مطالب آنست که آگاه باشیم در چه منجلاب و اسارتی به سر می‏بریم و کسی که می‏داند با کسی که این جهنم را بهشت آرمانی زمین می‏انگارد متفاوت است و اگر یارای مقابله با این دجال را نداریم لااقل آورندگان این تمدن را تقدیس نکنیم و قلب و فکرمان در افسون رنگارنگ آن غرق و گمراه نگردد.

[1]. البته به نظر ما با شناخت وضع موجود این تدریج و ارائة دورة گذار هم خیالاتی بیش نیست و هرگز تحقق خارج نمی­پذیرد. زیرا جهت عالم به سوی جهل و گمراهیست مگر آنکه بنیان­های مدرنیته خود به شکست منتهی شود و یا فرجی حاصل گردد.

پس شما کاری رو ناصواب دونسته و تقبیحش میکنید؛ ولی، خودتون عامل به فعلید. اخلاق این وسط جریانش چی میشه؟ اگر کاری در این حد ناصوابه، اگر بنیان و اصل مسلمانی شما رو هدف گرفته، اینکه برای جدا نشدن از توده و جماعتی که گمراه میپنداریدشون، باهاشون همراهی کنید، خلاف اخلاق نیست؟ وجدانتون آسوده ست؟
اصل مسلمانی را هدف نگرفته.
من از مادرم دور شدم و در شهر دیگه ساکن شدم به پشتوانه اتوبان و ماشین. حالا ماشین رو کنار بذارم یعنی چی؟ یعنی باید مادرم رو کنار بذارم. بنیان های زندگی در این بستر تعریف شده کنار گذاشتنش یعنی کنار گذاشتن زندگی.
لباس بلند و عمامه ثواب داره و بسیار مکروهه انسان بدون عمامه یا لباس های کوتاه و غربی بیرون بیاد. ولی الان حرامه همچین کاری. چون حکم لباس شهرت پیدا می کنه.
من با اسب بیام خیابون عقلانیه؟!
بسیار خب. 
هدف از فرستادن دین برای انسان ها چی بوده؟
خروج از ظلمات و راه به سوی نور و یاد بدهد به انسان آنچه نمی داند
پس مقصود دین خروج از جهل و گمراهی ست. 
به علاوه شما میفرمایید علوم که به واسطه ی دانشگاه به ما عرضه شده، یا به زعم خودتون به ما تحمیل شده،  مارو گمراه میکنن.
چطور پس تکنولوژی که محصول دانشگاهه، اصل مسلمانی رو هدف نگرفته وقتی مقصود دین که رهرو صراط مستقیم بودن است رو مورد تهاجم قرار داده و گمراه کننده ست؟
عجب!! بفرمایید چه باید کرد؟ انقلاب کنیم یا شورش؟ یا بهتره همه رو بکشیم خودمون بمونیم!
مبسوط سوالم رو تکرار میکنم.
عرض کردم با این حساب علم و تکنولوژی با هدف گمراه کردن شما، اصل مسلمانی‌ جنابتون رو هدف گرفته‌اند. فرمودید که خیر اصل مسلمانی رو هدف نگرفته.
باز عرض کردم هدف از دین چیست؟ فرمودید خروج از ظلمت.
عرض کردم که شما فرمودید علم و تکنولوژی هدفشان گمراهی ست. سپس در پاسخ به سوال بنده، افزودید که دین هدفش جلوگیری از گمراهی ست.
در نهایت عرض کردم با تمام این تفاسیر هدف علم و تکنولوژی دقیقا مقابل هدف دین قرار گرفته. یکی به ظلمت میفرسته و دیگری به نور رهنمون میشه.
پس با این حساب علم و تکنولوژی اصل دین شما که همون هدفش باشه رو مورد تهاجم قرار داده. اینطور نیست؟
بنده هم عرض کردم در عصر کنونی راه فراری از مدرنیته نیست. ابوبکر اصل دین رو هدف گرفته بود ولی وقتی نمیشه حریف دستگاه طاغوت شد باید چه کرد؟
باید کج دار و مریز باهاش سر کرد و در حد وسع دیگران رو بیدار کرد.
خب پس پذیرفتید که براساس ادعایی که میکنید علم و تکنولوژی دین شما رو هدف گرفته اند.
حالا بنده یک سوال دیگری دارم. شما که هنوز به جمع بندی ای نرسیدید که بتونید موضع ثابتی داشته باشید و ازش دفاع کنید، همچنین انقدر راحت خودتون خودتون رو نقض میکنید، چطور در مورد چیزی که بهش علم ندارید کتاب مینویسید و قصد دارید دیگران رو هم آگاه کنید؟
بهتره قبل از پرسش مطالعه کنید و اندکی خودتان تامل کنید
بهتر است در مورد چیزی که به آن علم ندارید و  از کلیات و جزئیاتش ناآگاهید، ننویسید که حق الناس بر گردنتان خواهد ماند و در پیشگاه باری تعالی پاسخگو نخواهید بود.
هرطور راحتی برادر. بنده به مطلبی که عرض می کنم واقفم. حقیقت خودش راه خودشو پیدا میکنه
واقف اگر بودید تناقض در کلام و عملتان موج نمیزد. از پاسخ به ساده ترین و پیش پا افتاده ترین شبهه هم عاجز ماندید. جای گمراه کردن خلق الله و  ادعاهای بدون استدلال و پوچ، اندکی در مورد ماهیت تفکر، تفکر کنید شاید کارگر افتد.
کجا تناقض بود؟! بفرمایید
اگر اهل بحثید، گام به گام پیش بیاید تا موارد تناقض رو بگم. اگر هم میخواید وسط بحث پای کتابتون و مطالعه ش رو بکشید به میان، نتیجه ای حاصل نمیشه.
وقتی هنوز مطالعه نکردی چه بحثی؟!!
نیازی به مطالعه نیست. بحثی در مورد کتابتون ندارم و به نظر چکیده ش رو در وبلاگتون میشه خوند. نیازی به بسط دادن نیست. در مورد همین کامنتی که گذاشتید و مطالب وبلاگتون میشه بحث کرد و انواع تناقض رو دید و کافیه.
اگر هم مثل قبل قصد فرار کردن از پاسخ به سوالات  دارید که بحثی نمیمونه. مدعی هستید واقفید؟ پاسخگو باشید!
تناقض را بگو
مسلمان هستید یا نه؟
بله
به تحریف قرآن که اعتقادی ندارید؟
خیر
بسیار خب. 
واقفید که بسیاری از آیات قرآن به اخلاق فردی و اجتماعی اشاره میکنند؟

آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی