:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

امروز و کودتا

چهارشنبه ۴ مهر ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۹ ق.ظ

دیروز انتظار داشتم از رئیس‌جمهور ایران که همچون دکتر مصدق در سازمان ملل عمل کند؛ اما، بعد به این اندیشیدم که نزدیک‌ترین یاران مصدق با او چه کردند؟ اصلا چه انتظاری ست که من از روحانی اصول‌گرا یا اعتدال‌گرا دارم؟ آدم به چه خزعبلاتی که فکر نمی‌کند.

باری باید به تاریخ بازگشت. من فرزند اصفهان، اولین پایتخت مدرن و آخرین پایتخت قدرتمند ایران زمین، در دل آثار تاریخی پرورش یافتم. با تاریخ بزرگ شدم و چه عاشقانگی ها که با این دلبر نکرده‌ام. 

این روزها نا امیدی موج میزند، اینطور نیست؟

«آقا همه دزدن، همه بردن. جلوی امریکا نمیشه وایساد. مردم لِه شدن. ما له شدیم. همه له شدن.»

تو را به گوشه‌ای از تاریخ این سرزمین میبرم که وضعیتی همچون امروز داشت و سرانجامی اسفناک. پس از ملی شدن صنعت نفت و شیلات توسط مصدق و یارانش و بعد از اینکه مصدق خواستار سلطنت و نه حکومتِ دیکتاتور پهلوی شد(طبق قانون مشروطه) و سپس خواست که ارتش و مجلس را از چنگ اعلی حضرت همایونی(!) خارج کند تا اندکی به دموکراسی و آزادی نزدیک شویم، اقلیت قدرتمند حکومتی او را تحت فشارهای بی امان گذاشتند و انگلیس که ابرقدرت اول آن روزها بود، ایران را به شدیدترین نحو ممکن تحریم کرد.

پس از آن تحریم‌ها، شاخص‌های اقتصادی افت کرد. وضعیتی مشابه وضعیت امروز پیش آمد. کاشانی، به هر دلیلی دست از حمایت مصدق برداشت. مردمی که برای کاشانی می آمدند که هیچ، آنهایی که مصدقی بودند چه شدند؟ کودتا یک شبه و یک روزه رخ نداد. همه مطلع بودند. دکتر حسین فاطمی در روزنامه‌اش، از پنج روز قبل، روزشمار کودتا گذاشته بود و هشدار میداد. حتی خود مصدق هم باور نداشت که کودتایی علیه او شکل بگیرد و مردم آنطور تنهایش بگذارند. وضعیت اقتصادی آن‌روز پیشرفت‌های مدنی و گرفته شدن قدرت از دست اقلیت حاکم و سپردن آن به دست مردم را از چشم دور میداشت(همچون امروز که کمتر کسی میداند حداقل پس از انتخابات نودوشش در زمینه‌های متعددی پیشرفت‌های بزرگ مدنی داشته‌ایم  مثل اعدام‌ها، دانشجوهای ستاره‌دار و ورود اقلیت مذهبی به شورای شهر). مردم که هیچ، نزدیک‌ترین یاران دکتر مصدق هم عقب کشیدند. کودتا اتفاق افتاد و سلطه‌ی دیکتاتوری پهلوی دو چندان شد و محمدرضای جوان علاوه بر اینکه حکومتش جان تازه گرفت، اعتماد به نفس دوچندان هم پیدا کرد و تا دم مرگ حکومت کرد. ناامیدی مردم از مصدق، چه آنهایی که به واسطه‌ی کاشانی آمدند و چه ملیون، وانگهی برخی اشتباهات مصدق در سیاست‌هایش، همه چیز را به هم ریخت و پیروزی این ملت را تا بهمن پنجاه‌وهفت به تعویق انداخت

و اما سرنوشت انگلیس چه شد؟ انگلیس با آن فرمان سلطه‌طلبی و دخالت‌هایش، به سرعت از ابر قدرت اول بودنش سقوط کرد و امریکا که به تازگی از جنگ جهانی دوم، با پیروزی خارج شده بود جایش را گرفت. امریکا هم اگر به همین شکل پیش برود، به زودی  ابرقدرت اول بودنش را از دست خواهد داد و بعد سقوط خواهد کرد.

شرایط اقتصادی امروز ایران بحرانی ست؛ اما، ترسناک نیست و قبلا مشابهش را داشته‌ایم. آن دفعه سرافکنده شدیم مقابل میهنمان، این بار چه خواهیم کرد؟ آیا قرار است باز بترسیم و پا پس بکشیم یا نه عبرت گرفته‌ایم و خواهیم ایستاد؟

دیدگاه‌ها  (۵)

سلام. موقع انتخابات 92 و 96 آقای روحانی به فرموده صاحبان «تَکرار» اصلاح طلبی تیر بود! حالا که طشت از بام افتاده شده اصولگرا؟!
هیچگاه نه خود روحانی و نه اصلاح طلبان، ایشون رو اصلاح طلب ندونستن و همیشه در جبهه ی اصول گرایان حضور داشتن. به علاوه شما همون اولِ متن رو خوندید و کامنت گذاشتید که چی ثابت بشه؟ 
طشتی هم از بام نیفتاده بزرگوار.
اطراف مصدق و کاشانی افراد آگاه به اصول بودن اون شد. الان با این چنین اطرافیانی واقعا چه انتظاری؟ 
امید به آینده ی آدمای آگاه امروز.
  • سراسر گنگ
  • خوب بود
    خیلی بیشتر از این حرفا بود.
    خیال خام شماست که رو مردم ایران حساب باز میکنی. 
    شبیه این متن رو بهمن ماه تو مجله هم نوشته بودی . اصلا از کامنت های نوشته شده و نوشته نشده ی همین پست می تونی  بفهمی که وضعیت فکری مردم چه مقدار فاجعه باره .... کسی غم وطن نداره.
    گفتنش ضرر نداره :)
    با آرزوی موفقیت خیلی زیاد برای آدمای آگاه امروز.
    :)

    آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی