:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

پر از راه

جمعه ۳۰ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۷ ب.ظ

حس، حس جالبی ست. از فردا وارد فاز جدیدی میشوم. دقیق‌تر باید باشم. یعنی اینطور نباشد که از درسم عقب بیفتم یا کارم را از دست بدهم. باید باشگاهم را بروم، فرانسه را بیاموزم و ناهار و شام هم یک مسئله‌ی بسیار مهم است. یک مسئله‌ی بسیار بسیار مهم است. به دلایل متعدد اصلا مهم‌ترین مسئله است. کدام احمقی میتواند بیخیال کیفیت غذایش شود؟

یک عمو در تهران دارم که یک پسر دارد. این پسرعمو من را به هر الواتی‌ای میکشاند. باید کمی دوری کنم تا کنترل را به دست بگیرم. یک فرمانده، نمیگذارد اینطور اوضاع از دستش خارج شود. نقش بهرامی که گور میگرفت را دارم. اصلا این پسرعمویم این روزها مسئله ساز است. خصوصا از وقتی که با دختر دو تا از سلبریتی های وطنم، ایران، روی هم ریخته. حالا بهتر میفهمم مارک رولندز در کتابش دقیقا در مورد چه چیزی حرف میزد. عجیب است این دنیای سلبریتی ها. انحطاط را معنا میکند. این انحطاط به زندگی ما هم کم کم کشیده میشود. أینَ فلان؟!

ببین انحطاط یک پله پایین‌تر و بدتر از نابودی ست. وقتی چیزی نابود شود، می‌توان از نو ساختش؛ اما، انحطاط یعنی تمام عواملی که باعث بازسازی میشد از بین بروند. ما به دلایل متعدد رو به انحطاطیم. حالا اگر هِی بدون اینکه راهکاری داشته باشیم، بنشینیم و از انحطاط بگوییم چه میشود؟ به ابتذال کشیده میشویم. یاوه‌گویی میکنیم. چه کنیم پس؟ ای آقا. سال‌هاست در این مملکت گفته‌اند فکر کنید تا درست شود. کسی گفت اصلا فکر چیست؟ خیر. البته که دوست ندارم به ابتذال کشیده شوم و یاوه‌گویی کنم. نظر نگارنده تفکر در مورد تفکر است. اساسا باید فهمید که تفکر چیست و متفکر کیست؟ بله، من به ارسطو، افلاطون، کانت، هگل، دکارت، ویتگنشتاین، هایدگر و نیچه نیاز دارم. نگاه انتقادی پوپر هم برای خودش داستانی ست.

از این درشکه بیا پایین، تو نیز شیهه بکش گاهی...!

دیدگاه‌ها  (۵)

و چرا من تو رو اینقد دوست دارم ؟
فرمانده نمیذاره از دستش در بره

شاید داداش بزرگی بوده که دوست داشتم داشته باشم
فرمانده باش برادر :))
واقعا سلبریتی بودن تو ایران معنای دیگه ای داره.
خوبه که تو بیست و سه سالگی میدونید با خودتون چند چندین:-)
سلبریتی بودن تو ایران هنوز به اون حد وحشتناک غرب نرسیده.
اصلا ادم از کارای این جماعت انگشت به دهن میمونه فقط
جماعت های زیادی هستن که جماعت های دیگه رو انگشت به دهان میذارن.
هنوزم مثل قبل ترها جذابى و جذاب تر مینویسى! خوشحالم که یه گوشه اى از این مجاز، مینویسی بازم آقا. :)
ممنونم! :)
که امروز سوار بر متن شما رو به افلاکم.

درشکه ای در میان نباشد، لازم به شیهه نیست.رو به مطلق پیش می روی.
درشکه همیشه هست :)

آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی