:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

باری شیرها میترکند

يكشنبه ۱۸ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۸ ب.ظ

نمود واقعی آبشاری که در خواب صدایش را میشنیدم، ترکیدن شیر دستشویی بود. قبلا تَرکِ رویش را دیده‌بودم و به صاحبخانه گفته‌بودم که این خطرناک است و گوشش بدهکار نبود. آدم انقدر ابله؟ از بیخ و بن ترکیده بود. صبح زنگ زدم، از همان پشت تلفن یقیه‌اش را گرفتم و خواست که یک لوله‌کش بیاورم تا شیر را عوض کند. رفتم لوله‌کش بیاورم که گفت عصر می‌آید و الان سر کار دیگری‌ست. من هم شیر را خریدم و خودم نصبش کردم. قبل‌تر از لوله‌کش هزینه‌ی نصبش را هم پرسیده بودم.

فردا عصرش که صاحبخانه آمد تا وضعیت را ببیند، فاکتور را نشانش دادم و مدعی شدم که هزینه‌ی نصبش را هم باید بدهد؛ چون، وقت گذاشته‌ام و این ها. مردک میخواست پررو بازی در بیاورد که نگاهی به هیکلم کرد و نگاهی به چشمانم و نگاهی به حماقتش. نهایتا این وسط پولی هم گیر من آمد که با آن توانستم تخم مرغ، شیر و دو عدد نان بخرم. 

  • ۹۷/۰۶/۱۸
  • #اینتِرنال‌آدِر

آپارتمان شماره 22

دیدگاه‌ها  (۱۷)

هیکلت چشه؟
خوش هیکلم، چطور؟ :))
صابخونه رو دم حجله کشتن یعنی این
من بودم بدونم اینکه بهش زنگ بزنم پول شیر رو هم خودم میدادم..
تو این گرونی اجاه خونه و وضعیت مسکن، گول هیکلتونو و نخورید و با صابخونه تون مهربونتر باشید
خونه گیر نمیادا
از اونجایی که من تو اصفهان خودم صابخونه هستم، به روحیات این قشر آشنایی کامل دارم و میدونم چجوری تو آمپاس قرار میگیرن. :))
قراردادم دو ساله ست. تا شهریور سال نود و نه اینجام.  باید یه خونه درست و حسابی بسازم دیگه. دم حجله هم یارو رو بکشم که دو سال نخواد خون یک مجرد بی خانمان رو بمکه!
یکی از نشانه های ادم بده بودن صاحبخانه بودن است. 
خب خب خب..، استثنا هم وجود دارد. ولی ۹۹.۹۹ درصدشان خون بابایشان را از مستاجر طلبکارند. 
گوارای وجود...
به نظرم میشه درصد رو کمتر هم کرد. دایی من به مستاجرش پول هم قرض میده. :))
چون شمایی کمی ارفاق میکنیم.
ولی کلا ذهنیت خوبی از صاحبخانه ها ندارم. 
بنده خودم هم صاحبخونه ی بی رحمیم. حالش رو خوب میفهمم و رگ خوابش تو مشتمه. بهش گفتم من هرچی به این خونه برسم، بعدا با خودم که نمیبرم، میمونه برای شما و بهتر اجاره میره. اونم چون میدونه شغلم چیه اعتماد میکنه و میپذیره. :))
چه خوب. 
موفق باشید.
:d
شما هم از این ترفند استفاده کنید و امکانات رفاهی رو با پول اون یارو برای خویشتن فراهم کنید. هرچند شیر دستشویی امکانات رفاهی فکر نمیکنم محسوب بشه؛ ولی، شما بخث رفاهیش رو در نظر بگیرید!
امتحان میکنیم... 
نیک است.
گفتی هیکلتو دید کوتاه اومد از اون جهت پرسیدم .
کلا مشکوکی تازگیا. :))
راستش گفتم نیام حضوری ببینمت بعد طبق معمول تو بحث کم بیاری بعد کتکم بزنی 
حالا اگر اون روز محال رسید و کم آوردم در موردش فکر میکنم.
دیگه نیاز نیست فک کنی چون احتمالا شوکر برقی با خودم بیارم

اتفاقا دیشب داشتم بهش فکر میکردم که اگر بنا به فرض محال ما همو دیدیم اصلا نباید راجبه مسائل مکری به معنای خاصش حرف بزنیم و بیشتر راجبه زندگی حرف بزنیم و بعدشم گیم بزنیم یا فیلم ببینیمیا حتی فوتبال
به نظرم باید در مورد اینکه اسپینوزا کارتزین بود یا نه صحبت کنیم.
من نظرم رو این بود که رونالدو تو یووه موفق میشه یا نه .
نهایتا راجع به سبک کار گواردیولا صحبت کنیم
از هاینکس کبیر باید گفت و فحش داد به سبک سینئونه و ستایش کرد زیدان رو که شاید در منچستر باشه.
قشنگ نون بازوتونو خوردین! 
حاصل دست رنج خودمو خوردم :))
بله و قطعا باید قانونی بگذاریم که هیچ بحث علمی جدی انجام ندیم که رفاقت رو در نطفه خفه خواهد کرد
نیک است.
چقدر خوبه که از پس مدیریت بحران براومدین.
ولی اگر ما بودیم نه صاحبخونه رو ابله می دیدیم و نه بیشتر از قیمت شیر جدید رو ازش می گرفتیم! حتی شاید همونم نمیگرفتیم. شایدم میگرفتیم. اما شناختم از مستر تا اینجای کار، به اولین احتمال حکم میده.
البته اینم اضافه کنم اگر صاحبخونه بودیم بدون نگاه به هیکل طرف هزینه رو پرداخت می کردیم. در نتیجه تو صاحبخونگی هم خوب بودیم :))
دو تا سوال پیش میاد. اول اینکه چرا ابله نمیدید؟ دوم اینکه شما جدا ٢٠٠ تومن شیر رو خودتون حساب میکردید؟
به عنوان کار پاره وقت به لوله کشی فکر کنید
فکر نیکی نیست.
برای چی ابله باشه خب؟ هزااااار و یک دلیل هست که میتونه باعث بشه به اون ترک توجه نکنه. خودتون هم یه لحظه فکر کنین به احتمالات موجود و لاموجود.
نههههه پول شیر رو که حتما می گرفتیم. ولی پول نصبشو نه. 
وقتی بهش گفتم این قطعا به همین زودی میترکه و میگه نه و یه هفته بعدش میترکه و دردسر میشه چی؟ بلاهت همینه دیگه. میشه واژه های خیلی بدتر هم به کار برد که به خاطر سن بالاش نمیگیم.
من تو این مسائل آدمارو عدد میبینم بیشتر!
یه توصیه ی دوستانه و کااااملا بی منظور که صرفا بر اساس پاسختون به کامنتم می نویسمش:
سعی کنین هنگام به کار بردن واژه ها به جای نگاه کردن به طرف مقابل و سن و سالش و شرایطش، فقط و فقط به خودتون و شانیت خودتون نگاه کنین.
این به غنای نفسانی نزدیکتره. :)

+در اینکه حق داشتین پولتونو بگیرین ذره ای شک ندارم و اصلا منظورم این نبود که کار ما خیلی بهتره. چون من خودم هم به خاطر این ویژگی مستر گاهی زیادی حرص میخورم :))
میدونم. به توصیه تون واقفم و بهش عامل؛ اما، شما نمیدونید من در مورد چه آدم ناجوری صحبت میکنم. اگر میتونست ترکیدنشو مینداخت گردنم حتی. گاهی هم باید دید طرف وضعیتش چجوریه دیگه خب. هنگام مذاکره باید حواست به همه چی باشه سرت کلاه نره بشی قاجار. :))
بله. صحیحه کاملا.

آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">