:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

خانه‌ی من

جمعه ۹ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۱ ق.ظ

در بالاترین طبقه‌ی یک آپارتمان در کلان‌شهر شگفت تهران، خانه‌ی کوچکی اجاره کرده‌ام.

یک راهروی کوچک، آشپزخانه‌اش است که انتهایش یخچال گذاشته‌ام و به ترتیب آب گرمکن دیواری، کابینت، سینک ظرفشویی و یک کابینت دیگر تا دم ورودی سالن، نصب شده. سالن کمی از یک قالی دوازده متری بزرگ‌تر است و اصلا قالی ندارم. فقط سجاده‌ام را گوشه‌ای پهن کرده‌ام و میز تحریرم را هم یک گوشه‌ی دیگر گذاشته‌ام و یک مبل تک نفره‌ی تخت‌خواب‌شو هم آن وسط‌ها جا داده‌ام که مقابلش میز شیشه‌ای‌ ست. درست مقابل مبل، یک تلویزیون به دیوار چسبانده‌ام و پلی استیشنم را هم متصل کرده ام. حمام و دستشویی هم باهم یکی هستند. خیلی هم با هم یکی هستند. خیلی خیلی باهم یکی هستند. نمیشد در یک محیط یک متر در یک متر جور دیگری هم باشد به هرحال. 

البته در تصویر، به نظر میرسد دشتی آن میان است که دسته‌های کنسول بازی، وسطش رها شده‌اند. به این خاطر بود که نمیشد این‌ها را با خودکار جا داد و اسمشان را هم نوشت. برای فهم دقیق‌تر، اگر بگویم که آن دسته‌ها جوری هستند که روی مبل مینشینم و بازی میکنم کافی ست.

حالا ممکن است بگویی که عرفاً نامش میشود سوئیت؛ ولی، من میگویم که اخلاقا نامش خانه‌ی من است و سوئیت معنایی ندارد وقتی تنها سرپناهم شده. سرپناهم خانه‌ام است و جز خانه نام دیگری ندارد.

  • ۹۷/۰۶/۰۹
  • #اینتِرنال‌آدِر

آپارتمان شماره 22

دیدگاه‌ها  (۱۸)

چه پلنی کشیدین شما :-D
به نظرم هرچی که اسمشه مهم اینه که تراس داره:-)
نصف شبی خط کش برداشتم پلن بسیااار حرفه ای کشیدم اصلا :))
تراسش فقط جای یه نفره و نرده آهنی محافظ هم داره و نرده ها از این دایره ای ها دارن که میشه توشون گلدون گذاشت.
انقد روش فکر کردم جای جانماز رو عوض کنم، به نتیجه نرسیدم!
مثابل پنجره ست. خوبه :) دیگه من سعی کردم هرچیزی رو بذارم بهترین جای ممکن مثلا!
جلوی در آشپزخونه است، یه‌کم بیارینش سمت میز شاید بهتر باشه، ولی باز هم جلوی در تراس میشه!
بقیه‌ی چیزها تقریبا در بهترین جای ممکنشونن :)
همونجاست که شما میفرمایید؛ ولی، چون میخواستم اونجا بنویسم، آوردمش بالاتر. 
واقعا منتظر بودم عکس واقعی ببینم و بر تصویر لحظه ای مبهوت موندم :))
ولی اگر من باشم سجاده قطع به یقین به جای میز و صندلی جایگذاری میشه. و میز و صندلی میره جای سجاده(یه کم نزدیک به تی وی که راهرو آشپزخونه رو هم نبنده. لباسها و اینها کجان؟ من عاشق خونه های اینقدری ام! که البته با داشتن بچه زندگی در چنین خونه ای ممکن نیست.
خونه تون پر از آرامش. :)
اگه عکس میذاشتم جای نقاشی، اونوقت جای یه سری چیزا معلوم نمیشد :)
خب دوست داشتم میز جلوی تلویزیون باشه که بتونم از اونجا هم ببینمش. 
اینجا واسه من به صورت تنهایی هم یکم مشکل آفرین میشه گاهی!
مچکرم :) همچنین!
مبارک باشه خونه قشنگی دارید ! 
لینک های سمت چپ هم وبلاگ های شما هستن ?
کدوما؟ پیشنهادها؟
نه! همین یه دونه ست. پیشنهادن اونا :) 
سلام شما مدیر وبلاگ هشت حرفی هستید؟
یعنی ان را دنبال نکنیم؟
نویسنده ی لِوموت هستم :)
به سلامتی و خوشی و مبارک و میمنت و....
شیرینی کی میدید؟
شیرینی میدن مگه؟ :)
  • خورشید ‌‌‌
  • عرض مبل از آشپزخونه بزرگ‌تره. :دی -ستاد گیردهندگان به جزئیات کم‌اهمیت-
    این خونه براتون پر از خاطرات خوب بشه ان‌شاالله.
    تقریبا هم همینطوره :)) اندازه هم هست عرضشون!
    متشکرم :)
    عه به سلامتی . مبارک باشه . قطعا خونست و نه هیچ چیز دیگه . حتی اگه کمی بیشتر دوسش داشتی اسمم براش بذار

    ممنونم خیلی :)
    اسمش همین باشه. مردونه و شیک :))
    بله قطع به یقین شیرینی میدن اینجور وقتا!
    آداب و رسوم و عرف و عادات اجتماعیه یا اخلاقیه؟!
    به نفعم هست که بگم اخلاقیه:)
    یعنی جدا جدا از یه اصفاهانی شیرینی میخواید الان شما؟!
    دیگه به من که خودم از پول دوست‌ترین منطقه‌ی‌ ایرانم اینارو نگید:|
    شما منطقه ای تو ایران سراغ دارید که پول دوست ترین نباشن اصلا؟
    چه ساعت های جادویی «تنهایی» که توی این سرپناه کوچیک به سر کنی. 
    مدتهاست آرزوی چنین خلوتی رو دارم.
    بیشتر ساعت هارو تنهام و وقتی تنها نیستم هم خونه نیستم.
    آرزوی چنین خلوتی رو نداشتم. کاخ آرزوهام خراب شد. اومدم اینجا که دوباره ساخته بشم.
    خونه هرچی باشه هرجور باشه خونه است.
    واینکه خونه تون بنظرم خیلی دوست داشتنی اومد‌.هرچندکه تهرانه
    ولی دنجه و کوچیک...
    وخوب این خیلی خوبه
    شبیه خسرو شکیبایی گفتید اولش رو :)
    شایدچون ارادت خاصی به خونه دارم واین ارادت ازخونه ی سبز نشات می گیره.
    خونه
    هرنوعش 
    هرشکلش
    هرکجا
    :)

    همونجا که می گفت خونه باید سبز باشه!
    و اتاق هم باید آبی باشه مثلا!
    بخاطر استقلال؟
    آبی آسمونی؟
    مثل اتاق خودم تو اصفهان: http://levmoth.blog.ir/1397/06/14
    این رنگی باشه. این شکلی. تلفیقی از آسمون و کویر و پاییز و درخت به ظاهر خشکیده.
    :)
    آسمون و پاییز و درخت وکویر
    چقدر موردعلاقه هاتون شعرن
    و کوهستان :) 
  • احمدرضا ‌‌
  • اینجور خونه‌ها، خونه مورد علاقه منن. یه فضای جمع و جور که زندگی آدم توش خلاصه میشه.
    اسم ویلاگ هشت‌حرفی اومد. قبلا دنبالش می‌کردم. نمیدونم جه اتفاقی افتاد و چه تحولاتی شد که من دنبال نکردم یا ایشون دیگه مطلب ننوشت، این چند وقت اخیر دلم برای اون وبلاگ تنگ شده بود. اگه شما نویسنده هشت‌حرفی نیستید؛ احتمالا یه کپی از ایشون هستین چون زندگی و قلم‌تون بی‌نهایت شبیهه :)
    هشت حرفی منه و من هشت حرفیم :) خوشحالم که باز هستید!

    آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">