:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

شناخت‌ناپذیر کردن عاشورا (هشت)

دوشنبه ۵ شهریور ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۰۵ ب.ظ

  • محدّث قمی و نقدهای او بر روضه‌خوانان

پس از محدّث نوری، شاگرد او، «شیخ عباس محدّث قمی» هم در پایان مجلد اول از کتاب «منتهی‌الآمال»، خلاصه‌ای از کتاب نامبرده‌ی استاد خود را آورد و همان دو ویژگی را که نوری برای روضه‌خوانان ضروری می‌دانست، او هم به بحث نهاد و از طرفی اخلاق ناپسند بسیاری از اهل منبر را به باد انتقاد گرفت و برای تکمیل سخن، به ابیاتی از یک غزل حافظ استناد جست و گفت:«چه بسیار خوش و نیکو گفته است حافظ شیرازی: واعظان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند/ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند». البته اگر این بیت و ابیات بعدی را مرحوم محدّث قمی نیاورده بود من جرات نمی کردم بخوانم؛ ولی، چون او آورده، اگر هم گناهی شده، من فقط گزارشگر و ناقل هستم. به هر حال او پس از تصریح به خوب و نیکو بودن اشعار حافظ آن‌ها را چنین بازگو می‌کند: 

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه‌فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

پی‌نوشت: همان‌طور که قبلا گفته بودم از آنجایی که اختلافات این چنینی بین علماست و هرکدامشان هم ساز خودشان را زده‌اند، سعی کردم تا هیچ دیدگاهی از نظرگاه خودم منتشر نکنم و همچنان بر این موضع پافشاری می‌کنم؛ به‌علاوه، علم ورود را هم ندارم و همچنین احتمالا دیدگاه شخصی رادیکالی در این رابطه داشته‌باشم که انتشارش درست نیست. ترجیحم بر این بود و هست که از نظر مخاطبان استفاده کنم.

  • ۹۷/۰۶/۰۵
  • #اینتِرنال‌آدِر

عاشورا

دیدگاه‌ها  (۱۵)

اینجوری نمیشه. باید رفت و کتاب محدث نوری رو خوند. محدث نوری میگه روضه‌خوان‌ها داستان‌سرایی می‌کنن، امام میگه محدث نوری قصه و حکایت بافته.
الان که فعلا دونستن راست یا ناراست بودن کتاب‌های محدث نوری برام اولویت نیست که برم دنبال خوندن کتابش، ولی این حرف‌هایی که اینجا از قول اون استاد ازشون نقل کردین خیلی هم منطقی و منطبق بر عقل به نظر می‌رسه.

یکی دیگه مونده یا تموم شد؟
آیت الله خمینی ایراد اصلی رو به اون کتاب خاص داشته ولی نمی دونم چرا اومده در مورد بقیه ی تالیفات هم یک نظر کلی داده. حتی در مورد اون کتاب خاص هم شاگرد محدث نوری از قولش چیز دیگه ای گفته بود. 
نه دیگه زهرمون رو با ابیات حافظ ریختیم در انتها. :))
من نفهمیدم ایراد اصلیشون به مستدرک الوسائل بوده یا فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب؟
ایراد به فصل الخطاب بوده.
شاگرد محدث نوری گفته که استادم از این نامگذاری پشیمون شد چون مردم رو به اشتباه میندازه و من در اصل از عدم تحریف قرآن دفاع کردم. در حالی که ایشون تو فصل الخطاب از تحریف به نقصان حرف زدن. این هم تحریفه بالاخره. پس چطور خواستن از زیر بار مسئولیت این ادعا بیان بیرون؟ این یکی رو هم باید خوند 😁
خب در هر صورت بحث ما که اون نیست. 
از این بحث ها چه نتیجه ای می خواین بگیرین؟
شناخت ناپذیر کردن عاشورا؟
شما چه نتیجه ای گرفتید؟
راستش هیچی! می دونستیم که حشویات و اراجیف و اغراق های زیادی به این ماجرا وارد شده در طول زمان.
منتظر بودم حقیقت خاصی آشکار بشه.
شما باید دقت میکردید تحریف هارو چه کسانی وارد کردن و همون ها رو تو جامعه ی امروز پیدا میکردید. سرنخ های زیادی هم داده شد. حقیقت خاص رو باید خودتون آشکار میکردید برای خودتون. 
تاکید میکنم به اینکه اصلا قصد این نبود که نشون بده تحریف وارد شده یا نه، قصد این بود که ببینیم چه کسانی تحریف کردن و اون ها امروز چه میکنن.
مگه زنده هستند یا تاثیر خاصی رو جامعه ی الان دارن؟
اشخاص وقتی مهم میشن که شما بخواین برای مطالب به راویان حدیث مراجعه کنید و علم رجال بخواهید.
در هر حال ممنون.
فکر نمیکنم از دوره قاجاری زنده باشن؛ ولی، جانشین بسیار دارن. 
تصور میکنم شما منظور بنده رو به خوبی متوجه شدید؛ ولی، اعتقادی بهش ندارید.
بحث اعتقاد نیست. اهمیت و تاثیر این آدمها بر عقاید و جامعه امروز رو درک نمیکنم.
یا شایدم اصلا متوجه بحث و منظور شما نشدم. این محتمل تره. همون چیزی که از اول پرسیدم ولی با سوال جواب دادین.
جامعه امروز که بیشترین تاثیر رو میگیره و به بدترین نحو هم منتشرش میکنه. در نتیجه تاثیرش چند برابره. اون آدم ها همونجور که قبلا موجه بودن، امروز هم به نظر موجه میان. رو منبر های مختلفی هم هستن که از قضا به مانند گذشته منبر های عظیم و پر مخاطبی رو هم در دست دارن. بیشتر منبری های امروز از همون دسته هستن.
نمیدونم. واقعا نمیدونم.
و نمیتونم به صورت خاص هیچ کدوم از منبری های امروز رو به یکی از اینها منسوب کنم.
احساس بی اطلاعی و گیجی دارم الان!
بیشتر از این بخوام چیزی بگم از اون حالت بدون شرحی که در نظر داشتم خارج میشم.  
یه جا نوشتم هدف گیج کردن بود، که حاصل شده انگار.
باشه.
ممنون.
میدونید چه کسی پایه گذار نهضت تنباکو بود؟
میرزای شیرازی و الیوم استعمال توتون و تنباکو ...... منظورتونه؟
میرزای شیرازی یک سطر نوشت و با اون یک سطر مردم رو به خروش وا داشت (این نفوذ رو آیت الله کاشانی و آیت الله خمینی هم داشتن و مردم رو علیه استبداد بسیج میکردن). در مورد نهضت تنباکو، هیچوقت در تاریخی که به عامه آموزش داده شده، گفته شد که تجار بزرگ اون روز، رفتن پیش علمای مختلف زمان در اصفهان و شیراز؟ فتوا خواستن و اون ها به بهانه های مختلف سر باز زدن در صورتی که تاریخ میتونه بگه که اون بهانه ها بی جهت بوده و "دلیل" ترس از انگلیس و قدرتش بوده. دو تاجر بزرگ تنباکو رفتن به نجف، از اونجا نامه گرفتن برای میرزا تا میرزای شیرازی حاضر شد فتوا بده. 
کافیه یک قسمت هایی از یک واقعه گفته نشه یا یک قسمت هایی از واقعه تحلیل نشه. در مقابل کافیه قسمت های خاصش بُلد بشه یا قسمت های خاصی تحلیل بشه. این تحریفه. تحریف که حتما قرار نیست با اغراق و اراجیف گویی هایی مثل دو نیم کردن وسط زمین و آسمون همراه باشه.
میشه رو همین ماجرای تنباکو مانور بدیم؟
مشکلتون با تحریف این ماجرا چیه؟
اینکه یه عده از علما سر باز زدن؟ که یا می ترسیدن و یا احساس نفوذ نداشتن.
دونستنِ این موضوع چی رو در تحلیل ها عوض میکنه؟
عدم موضع گیری سایرین چه تحریفی ایجاد کرده. این سوال هم هست که بعد از فتوای میرزا موضع اونها چی بود؟
سوال اول. مشکل من شخصی نیست. ایراد کار جاییه که همه ی حقیقت گفته نمیشه و اونجایی بیان میشه که دوست دارن بشه. همه چیز به اسم یک جریان و یا یک نفر خاص تموم میشه. این انحصار طلبی نیست؟
سوال دوم. اینکه سر باز زدن یا میترسیدن یکیه و اینکه احساس نفوذ نداشتن اشتباهه. روحانیت به دلیل اینکه اون موقع زبونشون به زبون مردم نزدیک بوده نفوذ بالایی داشتن. از فتوای میرزا مشخصه که تا دربار هم پیش میره.
سوال سوم. دونستن این موضوع یک اتفاق تاریخیه. تاریخ رو از انحصار در میاره. راه درست رو نشون میده و از ناآگاهی جلوگیری میکنه و اجازه ی فریب دادن رو میگیره.
سوال چهارم. عدم موضع گیری سایرین به زمان خودش تحریف نبوده. امروز موضع اون ها تحریف میشه. سوال شما رو با سوال پاسخ میدم بعد از انقلاب اسلامی، موضع امثال مصباحیون امروز چه بود؟ احتمالا موضع اون ها همین بوده.
اول اینکه بدیهتا پررنگ ترین نقش در ماجرای تنباکو نقش میرزا بوده که به همراهی مردم هم منجر شده. اصلا با تعریف کل ماجرا از جانب شما هم قضاوت و تحلیل من تغییری نکرد! و فریبی هم نمی بینم و انحصارطلبی ای مشاهده نمیشه کما ماجرای ملی شدن صنعت نفت که اگر قرار به تحریف و سوء استفاده بود اونجا شدنی تر بود که نکردند! شکی نیست که میرزا شب نخوابیده صبح بیدار بشه یه فتوا بده! جریانی از مطالبه در میان تجار یا مردم ایجاد شده بوده که به فتوای یک رهبر دینی منجر شده. اینکه این جسارت فتوادهی در میرزا بیش از بقیه بوده کاملا واضحه. قحطیِ شیخ و آخوند که نبوده. اما یکی بیش از بقیه دل سوزونده یا جسارت داشته کما زمان انقلاب. قحطی شیخ که نبود! اما جسارت امام از همه بیشتر بود، و امام هم جریان مطالبه رو مشاهده کرد که جسارتش رو آشکار کرد، نه اینکه یهو یه چیزی بگه و یه جریانی راه بندازه. البته در باب این جسارت حرفها میشه نوشت و گفت.
نکته ی دوم اینکه منظورتون از مصباحیون چیه و کیان؟ آقای مصباح؟خب دقیق بگید چرا کلام رو می پیچونین؟ و موضعشون چی بود که اینقدر براتون مهم شده؟  وقتی جریان غالب مردم با موضع یک رهبر همراه میشن موضع سایرین اهمیتی نداره که موافق بودند یا مخالف. مگر اینکه گذر زمان تایید کنه که موضع مخالفت اونها بر حق بوده. یا با موضع مخالفت اونها جریانات خاصی ایجاد بشه. مثل موضع مخالفت میرحسین با آرای انتخاباتی که صدای جریان دومی شد و اون رو رهبری کرد.
وگرنه موضع اون شخصی که در جریان همراهی مردم حل میشه اهمیت خاصی در تاریخ پیدا نمیکنه. مواضعی مهم هستند که جریانات رو تغییر بدن یا ایجاد کنن یا باعث سرعت و رشد و یا کندی و عقب ماندگی بشن.
اما در ماجرای تنباکو هیچ کدوم از اینها وجود نداره. و مطالبه ی تجار و مردم هم چیزی رو عوض نمیکنه. تیر نهایی رو میرزا انداخت و به هدف نشست. حالا اینکه به نظر شما کیا میخواستن یا میخوان انحصار طلبی کنن من متوجه نمیشم!

همچنان هدف و منظورتون برام خیلی مبهمه! :/
تاریخ علمی، متکی به تاریخ نقلیه. اگر تاریخ نقلی نباشه، تاریخ علمی به وجود نمیاد. پس اول باید تحقیق بشه که آیا تاریخ نقلی، معتبر و قابل اعتماد هست یا نه؟ اگرقابل اعتماد نباشه، تحقیق علمی درباره ی قوانین حاکم بر جامعه ها در گذشته، بی دلیل و بی ارزش میشه. از این طریق میشه به سراغ وجود یا عدم وجود علیت در تاریخ رفت و دو دسته رو بررسی کرد که برخی قائل به جبر در تاریخن مثل هگل و پیروش مارکس. بعضی ها هم آزاد و کاملا در اختیارش میدونن. 

نمیدونم شما براتون فرقی میکنه یا نه؛ ولی، بنده به دلیل ماهیت مطالعاتم تاریخ رو نه به عنوان یک تفریح و یا درس آموزنده که به عنوان یک مبنا برای امروز و آینده میخونم.  مهمه که بدونم تاریخ عینا همان طوری که بوده، بدون تحریف نقل بشه(یاحداقل تا حدود زیادی اینطور باشه). یقینا اون قسمتی که گفته نشده یا اون قسمتی که انتخاب شده برای نقل، تحریف محسوب میشه. این موضوع رو تحمل نمیکنم. اگر برای شما فرقی نمیکنه تحریف شدن یا نشدنش و فقط مهمه که بدونید اون آخرش چه کسی اومد پیوست بهش و قبل از اون چه کسایی چه کردند، خب این فقط برای شماست نه برای بقیه. قضاوت شما اگر تغییری نمیکنه و همچنین تحلیلتون، دلیل بر این نمیشه که این دست تحریف ها به حق هستن و ایرادی هم وجود نداره. بنده معتقدم آینده ی یک جامعه رو به خطر میندازه و همینطور که انحصار عجیبی روی تفکر شما به وجود آورده تا با فهمیدن موضوع بازهم تحلیلتون تغییری نکنه برای نسل های آینده میتونه بدتر هم باشه و اندیشه و بعد از اون مملکت رو به خطر میندازه.

بنده هم نگفتم میرزای شیرازی کاره ای نبود. از قضا تاکیدم بر این بود که فقط میرزای شیرازی حاضر شد همراهی کنه و از اونجا اشاره کردم به جریان منتسب به مصباحیون(اگر برای شما پیچوندنه، از نظر ما یک اندیشه مخربه و مدت هاست که در محافل به همین اسم شناخته میشه. پیچوندنی در کار نیست.) ما تحریف رو تو موضع اون ها هم میبینیم. این عزیزان از اساس با انقلاب مخالفت داشتن. اعتقاد به تنها شاه شیعه ی دنیا از کجا میاد؟ چطور میشه که امروز در باب ولایت مطلقه ی فقیه کتاب مینویسن و مرثیه هاسر میدن؟ این ها همون بنیادگراهایی بودن که بعد از انقلاب همه چیز رو مصادره کردن و قدرت تنها چیزیه که اون ها رو راضی نگه میداره. خدا دونستن مسئولین نظام تو پرونده شون خودنمایی میکنه. من از تحریف حرف میزنم و این دغدغه رو مطرح میکنم تا مثل امروز چنین جریاناتی قدرت نگیرن.

بله به این شکل همین ماجرای حاکم بر نهضت تنباکو رو میشه برای انقلاب اسلامی هم پیاده ش کرد. کافیه بعضی از کتب تاریخی رو بخونیم که چطور نقش سوسیالیست ها و ناسیونالیست هارو یا همون حزب توده و ملی گراها رو در انقلاب اخیر کتمان میکنن و شروع انقلاب رو از پانزده خرداد میدونن، کما اینکه، انقلاب از قاجاریه و نهضت تنباکو، بلکه قبل تر از اون و با افشای فساد قاجاری ها شروع شده بود. حال چطور میشه که عده ای که اساسا تفکرشون تفکر انقلاب نیست صاحبان اصلی انقلاب نام میگیرن و تحرکاتشون انقلابی محسوب میشه؟ این به خطر افتادن های اندیشه، این تحریفات، این دروغ هایی که از بس تکرار شدن خودشون هم باورشون شده، همین الان هم جلوی فهمیدن واقعیت هارو گرفته چه برسد فردا و فرداها. همون کاری که با قیام امام حسین(علیه السلام) کردن و با تحریفاتشون بسیاری از واقعیت هارو بی ارزش کردن، با انقلاب مردم ایران هم میکنن.
مواضع آقایان از نظر شما در تاریخ حل شده، تعمیمش ندید. تاریخ علمی همچین چیزی رو نمیپذیره و صدالبته تاریخ چهارم دبستان نیست که سر سلسله ها رو بگه و  با دلایل نابودی سلسله تموم بشه. عرض کردم این تحریفات موجب بی اعتمادی، این غیرقابل اعتمادی هم موجب بی ارزشی تحقیقات و این بی ارزشی تحقیقات پایه های اندیشه رو سست میکنه و در نهایت چه ها که بر سر جامعه نمیاره و چه جریان ها که از این آب گل آلود ماهی نمیگیرن.
به هرحال تمام این ها  از نظر بنده تحریف بوده و تحریف تاریخ خیانت محسوب میشه
بسیاری جاها موافق بودم و تاکیداتتون بر لزوم بیان اصل موضوعات صحیحه و مطالب جالبی گفتید اما این تاکیدات چندباره تون بر اینکه "حرفهای تو و برداشت تو لزوما حق نیست، و اگر برای تو فلان است برای ما بهمان است" برای شما هم صادقه.
من ادعایی بر صاحب نظر بودن بر تاریخ ندارم ولی حرفها و تعابیر و برداشتها و دغدغه های شخصِ شما هم لزوما حق نیستند پس تعمیمش ندید.
موفق باشین.
جدا تعمیم دیدید از بنده؟ میشه مشخصشون کنید؟
قصدم جمله ی خاصی نبود ولی مثلا همین برداشتتون از تحریف تاریخ و انحصارطلبی آقایان!
اینکه شما میگید این تحریفه به این معنی نیست که واقعا تحریفه یا قصد ناقل ماجرا تحریف بوده یا هرکسی هر جزئی از مراجعه ی دونفر به یک نفر در تاریخ رو مطرح نکرده پس تحریف کرده و قصدش انحصارطلبی بوده یا هرچی! این فقط برداشت شماست نه بقیه! و شاید سوء تعبیرهای عجیبی در تفکرات شما ایجاد کرده. 
این برداشت علمه. اصلا برداشت من نیست که بتونم تعمیم بدم.
تاریخ که علم نیست اصلا! :دی
ولی چون سر رشته ای در موضوع تاریخ ندارم بهتره ادامه ندیم.
ممنون از وقتی که گذاشتین.

جمله ی اول هم مزاح بود جدی نگیرین!
امیدوارم تونسته باشم جرقه ی یه فکر جدید رو زده باشم. :)

آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">