:: لِوموت ::

بایگانی
بازپسین متن‌ها
متن‌های پربحث

ملی مذهبی بودن (چهار)

چهارشنبه ۲۴ مرداد ماهِ سالِ ۱۳۹۷ ، ساعت ۱۰ ق.ظ

به بُعد مذهبی میپردازیم.

 این که دین امری فردی ست و جایگاهش در قلمرو قلب انسان هاست، نزد ما پذیرفته نیست؛ بنابراین، ما دین را امری اجتماعی میدانیم. از این رو باور داریم که مبانی فکری حقوق بشر، دموکراسی، آزادی و مردم سالاری که در غرب مورد توجه قرار گرفته، ریشه در دین ما دارد؛ لذا، اگر بخواهیم به عنوان مثال به دموکراسی پایبند باشیم باید از دل دین بگذرانیمش، به طوری که با دین همخوانی داشته باشد. همان طور که در ویژگی‌های ملی بودن هم ذکر کردم، مبانی فکری وارداتی راهگشای ما نیست. این دیدگاه افرادی همچون طالقانی، بازرگان و شریعتی ست. 

به همین منظور پنج اصل توحید، اختیار، انتخاب، استفاده از دستاوردهای علمی، عقلی و تجربی انسان و اسلام سلف صالح برای بُعد مذهبی در نظر میگیریم که در مورد هرکدام توضیح خواهم داد.

دیدگاه‌ها  (۵)

اینجوری همه مجبور میشن از یک دین پیروی کنن و به چیزی که امروز هست می‌رسیم.
تفتیش عقاید و زندانی‌های عقیدتی‌.
دینی کاملا به فرد وابسته است. چرا نمیشه با عقایدی غیر از اسلام راحت در این کشور زندگی کرد؟ چرا فرایض دینی به صورت قانون دراومده و سرپیچی از این قوانین بهای سنگینی داره؟
ما باید همه رو مجبور کنیم به اسلامی و دینی که ما میخوایم پایبند باشن؟

اتفاقی که امروز در جریانه، با اونچه که ملی-مذهبی ها بهش معتقد هستن و سابقه ی مبارزاتی انقلابیون طی صد تا صدوپنجاه سال اون رو نشون میده، متفاوته. 
واما بعد، دین کسی رو مجبور به پیروی از خودش نمیکنه.؛ لذا، با رد کردن مبانی فکری مذکور از فیلتر دین، طبیعتا قرار نیست کسی رو مجبور کنیم به دین خاصی پایبند باشه. در نتیجه براساس اکثریت مسلمان و اونچه که جامعه خواستارش هست، باید این مبانی فکری جوری سازماندهی بشه و به اجرا در بیاد که مغایر با دین نباشه تا جامعه اون رو بپذیره و ثمربخش باشه.
هیچ جای دین صحبتی از فردی بودنش نشده؛ اما، همیشه از اجتماعی بودنش گفته شده. من طبق دین خودم و از قرآن نمونه میارم. 
«وَ إِنْ یُریدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنینَ * وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ[62,63 انفال] ترجمه فولادوند: و اگر بخواهند تو را بفریبند [یارى] خدا براى تو بس است همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید. و میان دلهایشان الفت انداخت که اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج میکردى نمى‏ توانستى میان دلهایشان الفت برقرار کنى ولى خدا بود که میان آنان الفت انداخت چرا که او تواناى حکیم است» 
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُون[103 آل عمران] ترجمه فولادوند: و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‏ هاى خود را براى شما روشن مى ‏کند باشد که شما راه یابید.»
نمیشه شما دین داشته باشی، دین رو فردی بدونی و انتظار داشته باشی که تحریف نشه. یکی از علل تحریف های گسترده ای که اتفاق افتاده، بدعت ها، خرافه ها و دیگر مشکلاتی که برای دین به وجود اومده دلیلش توجه نکردن به بعد اجتماعیه.
خب بگم که من مبانی فکری ملی-مذهبی رو دارم اینجا میخونم و نمیدونم واقعا چقدر تفاوت داره با چیزی که امروز در جریان هست.
بله خود دین کسی رو مجبور نمیکنه ولی این شیوه‌ی اجرایی‌ که الان هست افراد رو مجبور میکنه پایبند به همون دین خاص باشن. و ادای مسلمان بودن رو دربیارن.
ما میتونیم براساس خواسته‌‌ی اکثریت جنبه‌های اجتماعی دین رو اجرا کنیم اما نمیتونیم تعداد نه چندان کمی رو که نمیخوان این دین رو رعایت کنن و اساسا اعتقادی بهش ندارن رو مجبور به پرستش این دین کنیم.
قبول دارم بحث اجتماعی بودن دین رو. نقد من به معضلاتی هست که این شیوه‌ی اجرایی به همراه داشته
درست میفرمایید. این نقد رو وارد میدونم.
منظورم هم از وابسته بودن دین به فرد این هست که در نهایت اخود فرد باید تصمیم بگیره آیا وارد این دین بشه یا نه 
نه اینکه جامعه و حکومت براش تصمیم بگیره و از بدو تولد مسلمان بودن بره تو شناسنامش
این که از بدو تولدش مسلمان میشه یا نمیشه در حیطه ی فکری و مطالعاتی من نیست و نمیتونم در موردش هیچ نظری بدم.
پیگیر این متون سریالی هستم 

بهتره لیست کتاب هم ضمیمه کنید 
لیست چه کتابی؟
درباره همین مباحثی که مطرح میکنید
کتاب های آیت الله طالقانی و بازرگان و شریعتی رو میشه خوند.

آنچه فکر می‌کنید را بنویسید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">